برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1392 100 1

predetermination

/ˌpriːdɪˌtɜːrmɪˈneɪʃn̩/ /ˌpriːdɪˌtɜːmɪˈneɪʃn̩/

معنی: تقدیر، ازلی، مقدرات
معانی دیگر: مقدر سای

واژه predetermination در جمله های نمونه

1. In general, opportunism rather than predetermination is the key.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، فرصت‌طلبی به جای تصمیم‌گیری، کلید است
[ترجمه گوگل]به طور کلی، اپورتونیسم به جای پیش تعیین کلید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. With the characteristic of predetermination, recognition and practicability, MIPs are used in many fields.
[ترجمه ترگمان]با ویژگی of، شناسایی و practicability، mips در بسیاری از زمینه‌ها استفاده می‌شوند
[ترجمه گوگل]با ویژگی پیش تعیین شده، شناخت و عملی بودن، MIP ها در بسیاری از زمینه ها مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the low rate video encoding process, predetermination of all-zero blocks which can be applied to reduce the computational complexity is a common method to optimize the software coder.
[ترجمه ترگمان]در فرآیند کدگذاری نرخ پایین، از تمام بلوک‌های صفر که می توان برای کاهش پیچیدگی محاسباتی استفاده کرد، یک روش رایج برای بهینه‌سازی کد کننده نرم‌افزار است
[ترجمه گوگل]در فرایند رمزگذاری ویدئو کم، پیش تعیین بلوک های تمام صفر که می تواند برای کاهش پیچیدگی محاسباتی استفاده شود یک روش معمول برای بهینه سازی کد کننده نرم افزار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف predetermination

تقدیر (اسم)
thank , allotment , destiny , destination , dispensation , appreciation , fate , commendation , predestination , ordinance , foredoom , predetermination
ازلی (اسم)
predetermination
مقدرات (اسم)
predetermination

معنی کلمه predetermination به انگلیسی

predetermination
• predestination, act of setting in advance; advance decision

predetermination را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی predetermination
کلمه : predetermination
املای فارسی : پردترمینتین
اشتباه تایپی : حقثیثفثقئهدشفهخد
عکس predetermination : در گوگل

آیا معنی predetermination مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )