برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

predate

/priˈdeɪt/ /priˈdeɪt/

قدیمی تر بودن از، پیشتر بودن از، تاریخ پیشتر از تاریخ واقعی روی چیزی گذاشتن، antedate قبل از موقع بخصوص واقع شدن

بررسی کلمه predate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: predates, predating, predated
(1) تعریف: to occur or exist before.

- Their mutual dislike predates this quarrel.
[ترجمه ترگمان] دوست مشترک آن‌ها قبل از این که این دعوا را شروع کنند، نفرت داشتند
[ترجمه گوگل] اختلاف نظر متقابل آنها پیش از این نزاع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to have or give an earlier date than.
مشابه: antedate

- This check predates our contract.
[ترجمه ترگمان] این چک از قرار قبلی ما پیش اومده
[ترجمه گوگل] این بررسی قبل از قرارداد ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They signed the mortgage on May 31, but predated it May 1.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها در روز ۳۱ ماه مه این وام را امضا کردند، اما قبل از ۱ ماه مه از آن گذشته بودند
[ترجمه گوگل] آنها وام مسکن را در 31 ماه مه امضا کردند، اما مهلت آن را 1 ماه مه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه predate در جمله های نمونه

1. to predate a check
چکی را به تاریخ قبل نوشتن

2. These cave paintings predate any others which are known.
[ترجمه ترگمان]این نقاشی‌های غار مانند هر کس دیگری است که شناخته می‌شوند
[ترجمه گوگل]این نقاشی های غار قبل از هر چیز دیگری شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Rather these are mental health problems which predate the onset of later life.
[ترجمه ترگمان]در عوض اینها مشکلات سلامتی ذهنی هستند که منجر به شروع زندگی بعدی می‌شوند
[ترجمه گوگل]در عوض، این مشکلات سلامت روانی هستند که پیش از شروع زندگی بعد از آن اتفاق افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The major part of these changes predate 198
[ترجمه ترگمان]بخش عمده‌ای از این تغییرات به ۱۹۸ مورد رسید
[ترجمه گوگل]قسمت عمده این تغییرات پیش از 198 سالگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A strong concern about physical appearance seems to predate the development of anorexia nervosa.
[ترجمه ترگمان] ...

معنی predate در دیکشنری تخصصی

[حقوق] تاریخی مقدم بر تاریخ واقعی، روی سند نوشتن (به قصد عطف به ما سبق کردن اعتبار سند از تاریخ قید شده)

معنی کلمه predate به انگلیسی

predate
• occur prior to; to assign an earlier date, put a date that is earlier than
• if you say that one thing predated another, you mean that the first thing happened or existed some time before the second thing; a formal word.

predate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گلی افجه
ماقبل
سابقا
در گذشته
اسبق
آقاپارسا
قبل از دوره یا موقع خاص واقع شدن.
الهه ایرانی
غارت کردن شکار کردن صید کردن
محسن
قدمت بیشتری داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی predate

کلمه : predate
املای فارسی : پردت
اشتباه تایپی : حقثیشفث
عکس predate : در گوگل

آیا معنی predate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )