برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1545 100 1
شبکه مترجمین ایران

pre


پیشوند:، پیش از، قبل از، پیش - [presuppose یا prewar]، جلو [preaxial]، ارشد، والاتر [preeminent]

بررسی کلمه pre

پیشوند ( prefix )
(1) تعریف: before; prior to.

- predecessor
[ترجمه ترگمان] سلف
[ترجمه گوگل] سلف، اسبق، جد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- precede
[ترجمه ترگمان] مقدم
[ترجمه گوگل] جلوتر بودن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- prehistoric
[ترجمه ترگمان] ماقبل تاریخ
[ترجمه گوگل] ماقبل تاریخ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in front of.

- preposition
[ترجمه ترگمان] حرف‌اضافه
[ترجمه گوگل] حرف اضافه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- prefix
[ترجمه ترگمان] ...

معنی عبارات مرتبط با pre به فارسی

از پیش اشنا کردن
از پیش ترتیب دادن
قرار قبلى
معمارى : پیش بسته
علوم مهندسى : نصب اولیه
(فیلم و کتاب و غیره) از پیش سانسور کردن
وابسته به اواخر دوره عصر حجر قدیم
وابسته به امریکا قبل از آمدن سفیدپوستان،پیش‌کلمب
پیش ویراستن
فضیلت، تفوق، امتیاز
قانون ـ فقه : اخذ به شفعه کردن
اخذ به شفعه، (در حقوق بین الملل)، ایالات را از اعمال ان محروم کند( درامریکا) قانون ـ فقه : شفعه، ایالات را از اعمال ان محروم کند
از پیش بکار گماشتن، تعهد قبلى کردن
تقدم وجود
ازلى
pre fabricated ...

معنی pre در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] برچسب مورد استفاده در HTML برای بیان اینکه موضوع مورد نظر قبلاً قالب بندی شده است . یعنی الگوی دقیق فاصله گذاری و شکستن خطها در منبع را باید هنگام نمایش بر روی مرورگر وب در نظر گرفت . این قالب بندی با برچسب
شروع به برچسب 
ختم می شود.
[نساجی] مدت رسیدگی
[کوه نوردی] پیش آلپها ، کوههای پیش آلپی
[زمین شناسی] قبل و نزدیک نوک، انتها یا قسمت خارجی. قبل از نوک.
[نساجی] سفید گری مقدماتی
[نساجی] ماشین تثبیت جورابهای نایلونی قبل از رنگرزی
[نساجی] حلاجی قبل از کارد
[معدن] آرایش اولیه (جدایش)
[ریاضیات] پیش کنترل
[ریاضیات] احتمال پیش بینی قبل از مشاهده
[صنعت] بازرسی قبل از تحویل

معنی کلمه pre به انگلیسی

pre
• before, previous; earlier, prior; in advance, beforehand
pre arranged scenario
• series of events that have been arranged ahead of time
pre authorized check system
• transfers of money between bank accounts on regular intervals
pre condition
• condition that must be met before the real negotiations begin
pre contract
• period of time after the start of negotiations but before the signing of a contract
pre cooked
• pre-cooked food has been prepared and cooked in advance so that it can be heated quickly before you eat it.
pre ejaculated
• reached orgasm before to end of sexual intercourse, ejaculated prematurely
pre ejaculation
• ejaculation of sperm before penetration
pre elementary school
• kindergarten, class for children between the ages of 4 and 6 years old
pre eminence
• pre-eminence is the quality of being more important, powerful, or capable than other people or things in a group; a formal word.
pre eminence of man
• advantage of man over the animal kingdom, supremacy of man over all other living creatures
pre eminent
• if someone or something is pre-eminent in a group, they are more important, powerful, or capable than other people or things in the group; a formal word.
pre eminently
• pre-eminently means to a very great extent.
pre industrial
• pre-industrial refers to the time before machines were ...

pre را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
پیشین، ماقبل
پوریا ف
پیشا-

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pre

کلمه : pre
املای فارسی : پری
اشتباه تایپی : حقث
عکس pre : در گوگل

آیا معنی pre مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )