برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

prat

/præt/ /præt/

(خودمانی) کپل، بقچه بندی

واژه prat در جمله های نمونه

1. He looked a right prat in that pink suit.
[ترجمه ترگمان]در آن کت و شلوار صورتی، He درست و حسابی به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]او در یک کت و شلوار صورتی شیک راستش را نگاه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. What's that prat doing out there now?
[ترجمه ترگمان]اون prat دیگه اون بیرون چی کار می‌کنه؟
[ترجمه گوگل]حالا چی کار کنه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You've made me spill my drink, you prat!
[ترجمه ترگمان]تو منو مجبور به ریختن نوشیدنی کردی، کله‌پوک!
[ترجمه گوگل]تو نوشیدنی من را نابود کرده ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He's a bit of a prat.
[ترجمه ترگمان]یه ذره of
[ترجمه گوگل]او کمی عصبانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He got drunk and made a complete prat of himself.
...

معنی کلمه prat به انگلیسی

prat
• (slang) stupid, foolish, dumb; buttocks, backside, bum
• if you call someone a prat, you mean that they are very stupid or foolish; an informal word which some people find offensive.

prat را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mememaid
۱. خل و چل، خل وضع، احمق
۲. کپل، ماتحت
Figure
A foolish, stupid person
You are mot being a curious, you are being a prat

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی prat

کلمه : prat
املای فارسی : پرت
اشتباه تایپی : حقشف
عکس prat : در گوگل

آیا معنی prat مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )