برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1652 100 1
شبکه مترجمین ایران

poultry

/ˈpoʊltri/ /ˈpəʊltri/

معنی: مرغ، ماکیان، مرغ خانگی، مرغ وخروس
معانی دیگر: بوقلمون و غاز (و غیره)، طیور، مره وخروس، مره خانگی

بررسی کلمه poultry

اسم ( noun )
• : تعریف: collectively, domestic fowls, esp. those that are raised as a source of meat and eggs, such as chickens and turkeys, or the meat from these fowls.

- They raise only poultry on their farm, so they don't have any cows.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها فقط مرغ‌ها را در مزرعه پرورش می‌دهند، بنابراین هیچ گاوی ندارند
[ترجمه گوگل] آنها در مزرعه خود فقط مرغ را تولید می کنند، بنابراین هیچ گاو ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The poultry is very fresh in our grocery store.
[ترجمه ترگمان] در مغازه خواربار فروشی ما، مرغ خیلی تازه است
[ترجمه گوگل] مرغ بسیار تازه در فروشگاه مواد غذایی ما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه poultry در جمله های نمونه

1. a poultry farm
پرورشگاه طیور

2. purebred poultry
ماکیان خوش نژاد

3. utility poultry
ماکیان تخم‌گذار

4. The sleeping fox catches no poultry.
[ترجمه سحر] روباه خوابالو هيچ مرغي را نگرفت
|
[ترجمه ترگمان]روباه در خواب به مرغ و ماکیان اعتنا نمی‌کند
[ترجمه گوگل]فاکس خوابیدن هیچ مرغ ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Their poultry are kept in the yard.
[ترجمه ترگمان]poultry در حیاط نگهداری می‌شوند
[ترجمه گوگل]مرغ آنها در حیاط نگهداری می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I've read all the available literature on poultry - farming.
[ترجمه ترگمان]من تمام کتاب‌های موجود در زمینه پرورش مرغ و ماکیان را خوانده‌ام
[ترجمه گوگل]من تمام ادبیات موجود در زمی ...

مترادف poultry

مرغ (اسم)
bird , fowl , poultry , hen , hen bird
ماکیان (اسم)
fowl , poultry , hen
مرغ خانگی (اسم)
poultry , hen
مرغ وخروس (اسم)
poultry

معنی poultry در دیکشنری تخصصی

poultry
[علوم دامی] ماکیان ، مرغ و خروس .
[صنایع غذایی] مرغ وخروس ، مرغ خانگی ، ماکیان
[علوم دامی] کود جوجه های گوشتی .

معنی کلمه poultry به انگلیسی

poultry
• domestic fowl, birds that are cultivated for their eggs or meat
• you can refer to chickens, ducks, and other birds kept for their eggs and meat as poultry.
• you can also refer to the meat of these birds as poultry.
poultry keeper
• one who manages a hen house, one who raises and cares for fowl
domestic poultry
• poultry raised for egg-laying or to be eaten

poultry را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

^_^
Poultry:meat from birds such as chichens
گوشت پرندگان مانند مرغ و...
دهات پرستان
hen مرغ دهاتی
These feathered hens also grow tall
این مرغای تب دار هم تازگیا قد قد میکنن😂
علی سیریزی
ادویه مرغ یا Poultry که برای پختن مرغ مورد استفاده قرار می گیرد و عناصر آن شامل مریم گلی خشک شده، آویشن خشک شده، رزماری خشک شده، جوز هندی، فلفل سیاه و مرزنجوش تشکیل شده
لنا
پرندگان
fateme
گوشت سفید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی poultry

کلمه : poultry
املای فارسی : پولتری
اشتباه تایپی : حخعمفقغ
عکس poultry : در گوگل

آیا معنی poultry مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )