برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

positivism

/ˈpɑːzətɪˌvɪzəm/ /ˈpɒzɪtɪvɪzəm/

معنی: قطع، یقین، مثبت گرایی، فلسفه عملی ومثبت، تحقق
معانی دیگر: (فلسفه ی comte) مثبت گرایی، اثبات گرایی، پوزیتیویسم، اصالت تحقق، اطمینان، یقین داشتن، آور

بررسی کلمه positivism

اسم ( noun )
مشتقات: positivistic (adj.), positivistically (adv.), positivist (n.)
• : تعریف: the philosophy that observable facts from the sciences, rather than metaphysical speculation, are the only allowable basis of knowledge and thought.

واژه positivism در جمله های نمونه

1. The main criticism of sociological positivism is founded on the vagueness of the central concepts of the theory.
[ترجمه ترگمان]نقد اصلی of جامعه‌شناختی در ابهام مفاهیم مرکزی نظریه بنیان نهاده شده‌است
[ترجمه گوگل]انتقاد اصلی پوزیتیویسم جامعه شناختی بر ابهام مفاهیم مرکزی این نظریه استوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Carry over the assumptions of philosophical positivism and the basic notions of revelation will become nonsense.
[ترجمه ترگمان]فرضیات مثبت اندیشی فلسفی را باخود به همراه داشته و مفاهیم اساسی مکاشفه، پوچ و بی‌معنی خواهند بود
[ترجمه گوگل]مفروضات پوزیتیویسم فلسفی را به کار گیرید و مفاهیم پایه ای از معرفت، بی معنی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In normativist language the style of sociological positivism is that of constructivist rationalism.
[ترجمه ترگمان]در زبان normativist، سبک of sociological، نوعی rationalism constructivist است
[ترجمه گوگل]در سبک هنجارگرایی، سبک مثبت گرایی جامعه شناسی، عقل گرایی سازنده گرا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Was there such a state as logical positivism? ...

مترادف positivism

قطع (اسم)
cut , ablation , cutting , format , outage , disconnection , abscission , rupture , dissection , slack , dismemberment , positivism , concision , disruption , excision , resection , scissors , severance , tearing off
یقین (اسم)
certainty , certitude , positivism , positivity
مثبت گرایی (اسم)
positivism
فلسفه عملی ومثبت (اسم)
positivism
تحقق (اسم)
substantiation , realization , positivism

معنی عبارات مرتبط با positivism به فارسی

(مکتب فلسفی) اثبات گرایی منطقی (logical empiricism هم می گویند)، empiricism logical منطق عملی، فلسفه عملی

معنی کلمه positivism به انگلیسی

positivism
• positiveness, definiteness; philosophical viewpoint that concentrates on definite fact and avoids speculation (founded by auguste comte)
• positivism is a philosophical system which accepts only things that can be seen or proved.

positivism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعلی ماز
تحصل گرایی، یافت باوری
مرتضی بزرگیان
مثبت‌گرایی، اثبات‌گرایی
Hossein
اثبات گرایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی positivism

کلمه : positivism
املای فارسی : پسیتیویسم
اشتباه تایپی : حخسهفهرهسئ
عکس positivism : در گوگل

آیا معنی positivism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )