برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1434 100 1

portend

/pɔːrˈtend/ /pɔːˈtend/

معنی: پیش گویی کردن، از پیش خبر دادن، حاکی بودن، بد یمن بودن
معانی دیگر: شگون داشتن، (آمد و) نیامد داشتن، نحس بودن، شوم بودن، دلالت داشتن، خبردادن (از چیزی)، نشانه ی چیزی بودن، پیشنمایی کردن، پیش بینی کردن

بررسی کلمه portend

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: portends, portending, portended
(1) تعریف: to serve as a sign or warning of; bode.
مترادف: augur, betoken, bode, forebode, foretell, foretoken, presage, prognosticate
مشابه: forecast, foreshadow, foreshow, forewarn, harbinger, omen, prefigure, promise, prophesy, signal, signify, threaten, warn

- The outbreak of war portends great hardship for the nation.
[ترجمه ترگمان] شیوع جنگ برای ملت سخت بود
[ترجمه گوگل] آغاز جنگ، سختی های بزرگی برای ملت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to indicate or mean.
مترادف: bespeak, denote, indicate
مشابه: betoken, import, mean, signal, signify

واژه portend در جمله های نمونه

1. these strange events portend evil
این رویدادهای پیشنمایی عجیب و غریب شگون بدی دارند.

2. does a black cat portend trouble?
آیا گربه‌ی سیاه نحس است‌؟

3. when will this war end no one can portend
هیچ کس نمی‌تواند پیش بینی کند که این جنگ کی تمام خواهد شد.

4. The change did not portend a basic improvement in social conditions.
[ترجمه ترگمان]این تغییر حاکی از بهبود اساسی در شرایط اجتماعی نبود
[ترجمه گوگل]تغییر اصلاحات اولیه در شرایط اجتماعی را پیش بینی نمی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Rising infection rates portend a health-care disaster.
[ترجمه ترگمان]افزایش نرخ عفونت حاکی از یک فاجعه بهداشت و درمان است
[ترجمه گوگل]افزایش میزان عفونت، یک فاجعه مراقبت های بهداشتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. What universal debauchery this might portend for our nation!
[ترجمه ترگمان]چه هرزگی جهانی، چه معنی می‌دهد برای ملت ما!
[ترجمه گوگل]این تخریب جهانی که ممکن است برای ملت ما مطرح شود!
[ترجمه شما] ...

مترادف portend

پیش گویی کردن (فعل)
forestall , presage , auspicate , bode , forespeak , foretell , foretoken , soothsay , portend , predict , presignify
از پیش خبر دادن (فعل)
forespeak , foretell , foreshadow , portend
حاکی بودن (فعل)
indicate , portend
بد یمن بودن (فعل)
portend

معنی کلمه portend به انگلیسی

portend
• foretell, foreshadow (esp. a bad event); serve as a warning sign
• if something portends something, it indicates what is likely to happen in the future; a formal word.

portend را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
حکایت کردن/داشتن
Shirinbahari
پیش گویی.
Presage

the eclipses portend some major events"
خیری
یمن بد داشتن. حاکی از چیز بدی بودن

Does black cat poetend evil?

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی portend
کلمه : portend
املای فارسی : پرتند
اشتباه تایپی : حخقفثدی
عکس portend : در گوگل

آیا معنی portend مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )