برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1435 100 1

pollute

/pəˈluːt/ /pəˈluːt/

معنی: الودن، ملوی کردن، نجس کردن
معانی دیگر: آلودن، آلوده کردن، پلشت کردن، ناپاک کردن، پژاگن کردن، (مجازی) لکه دار کردن، ملوک کردن

بررسی کلمه pollute

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: pollutes, polluting, polluted
(1) تعریف: to make dirty, unpleasant, or unhealthy, esp. by infusing with waste material.
مترادف: befoul, contaminate, defile, foul, poison, taint
متضاد: clear, purify
مشابه: begrime, blight, corrupt, dirty, rot, soil, sully

- The factory emissions polluted the air.
[ترجمه ترگمان] تشعشعات کارخانه هوا را آلوده کرده‌است
[ترجمه گوگل] انتشارات کارخانه هوا را آلوده کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The company polluted the river by dumping its waste there for years.
[ترجمه aaa] این شرکت با دفع زباله در رودخانه به مدت طولانی(برای سالیان دراز) باعث آلودگی آن شده.
|
[ترجمه ترگمان] شرکت این رودخانه را با ریختن زباله در آنجا برای سال‌ها آلوده کرده‌است
[ترجمه گوگل] این شرکت با استفاده از دفع زباله های آن در سال ها، رودخانه را آلوده کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه pollute در جمله های نمونه

1. The Atlantic Ocean is in danger of becoming polluted.
اقیانوس اطلس در معرض آلوده شدن است

2. There is much evidence to show that the air we breathe is polluted.
شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد هوایی را که استنشاق می کنیم، آلوده است

3. It is claimed that soap powders pollute the water we drink.
ادعا می شود که پودر صابون، آبی را که می نوشیم آلوده می کند

4. to pollute a temple
معبدی را نجس (آلوده) کردن

5. to pollute somebody's honor
شرف کسی را لکه دار کردن

6. to pollute the purity of the temple
پاکی معبد را آلوده کردن

7. cars and factories pollute the city's air
اتومبیل‌ها و کارخانه‌ها هوای شهر را آلوده می‌کنند.

8. violent films that pollute young minds
فیلم‌های پرخشونتی که فکر جوانان را آلوده می‌کند

9. These gases pollute the atmosphere of towns and cities.
[ترجمه ترگمان]این گازها جو شهرها و شهرها را آلوده می‌کنند
[ترجمه گوگل]این گازها جو زمین و شهرها را آلوده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Mining would ...

مترادف pollute

الودن (فعل)
imbrue , bedaub , spatter , besmear , contaminate , gaum , pollute , smear , tincture , maculate
ملوی کردن (فعل)
bedaub , besmear , contaminate , defile , deflower , pollute
نجس کردن (فعل)
pollute

معنی کلمه pollute به انگلیسی

pollute
• contaminate; defile, profane; spoil, ruin
• to pollute water, the air, or the environment means to make it dirty and dangerous to use or live in.

pollute را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m.I
دارای پلشتی شدن
محمد خسروی
توضیح واژه pollute:
to make the air, rivers, etc. dirty and dangerous.
مثال:
Many of our rivers are polluted with chemicals from factories.
Zohre
آلوده
Ali
کثیف کردن
Priyanka
آلوده کردن
Nadii
Pollute اسم است و به معنی آلوده ولی pollution صفت است وبه معنی الودگی
tinabailari
آلوده کردن
the factory pollutes the air and water
کارخانه هوا و آب را آلوده می کند 🥉🥉🥉
ریاضی 94 ، هنر 91
Tm
Make dirty

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pollute
کلمه : pollute
املای فارسی : پللوت
اشتباه تایپی : حخممعفث
عکس pollute : در گوگل

آیا معنی pollute مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )