برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1674 100 1
شبکه مترجمین ایران

political prisoner


زندانی سیاسی

واژه political prisoner در جمله های نمونه

1. The political prisoner had been held in complete isolation .
[ترجمه ترگمان]زندانی سیاسی در انزوای کامل به سر می‌برد
[ترجمه گوگل]زندانی سیاسی در انزوای کامل برگزار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was in no sense a political prisoner, but a gangster and racketeer who rightly did six years in jail.
[ترجمه ترگمان]او به هیچ وجه زندانی سیاسی نبود، بلکه گنگستر و racketeer بود که شش سال در زندان کار می‌کرد
[ترجمه گوگل]او به هیچ وجه یک زندانی سیاسی نبود، بلکه یک گانگستر و ربک، که به درستی شش سال زندان داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was a political prisoner .
[ترجمه ترگمان] اون یه زندانی سیاسی بود
[ترجمه گوگل]او یک زندانی سیاسی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But he was not the criminal type. Political prisoner?
[ترجمه ترگمان]اما او از نوع جنایت نبود متهم سیاسی؟
[ترجمه گوگل]اما او نوع جنایی نبود زندانی سیاسی
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه political prisoner به انگلیسی

political prisoner
• person who is imprisoned due to his ideas or beliefs
• a political prisoner is someone who has been imprisoned because they have expressed views which disagree with those of their government.

political prisoner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farhood
E.g. The new government has decided to set all political prisoners free

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی political prisoner

کلمه : political prisoner
املای فارسی : پولیتیکال پریسنر
اشتباه تایپی : حخمهفهزشم حقهسخدثق
عکس political prisoner : در گوگل

آیا معنی political prisoner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )