برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1469 100 1

plunger

/ˈplʌndʒər/ /ˈplʌndʒə/

شیرجه رونده، فرو رونده، افتان، لوله بازکن، لوله گشا، مستراح پاک کن، مکینه ی لاستیکی، پیستون، پیستون بی دریچه، غوطه زننده، قمارباز، دل به دریازدن

بررسی کلمه plunger

اسم ( noun )
(1) تعریف: something that moves repeatedly up and down, such as a piston.

(2) تعریف: a large suction cup with a long handle, used to clear blockages in pipes.

(3) تعریف: one that plunges.

واژه plunger در جمله های نمونه

1. He pressed down the plunger of his cafetiere.
[ترجمه ترگمان]the را فشار داد
[ترجمه گوگل]او به پایین پرت کننده کافه تریاک خود فشار می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I bought a sink plunger to clear the blocked kitchen sink.
[ترجمه ترگمان]یک جعبه ظرف‌شویی خریدم که برای تمیز کردن سینک آشپزخونه مسدود شده بود
[ترجمه گوگل]من یک پینر سینک برای تمیز کردن سینک آشپزخانه مسدود شده خریدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Unfortunately, as the tranquillizer wears off so the plunger gradually slides back up and the former level of stress returns.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه، همانطور که the از هم جدا می‌شوند، پیستون به تدریج عقب می‌رود و سطح سابق استرس باز می‌گردد
[ترجمه گوگل]متاسفانه، به عنوان tranquillizer خاموش است، بنابراین پیستون به تدریج اسلاید بازگشت و سطح بازگشت استرس اولیه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. How can a sink plunger be so horrific?
[ترجمه ترگمان]چطور یه سینک باید اینقدر وحشتناک باشه؟
[ترجمه گوگل]چگونه یک پیستون غرق ...

معنی plunger در دیکشنری تخصصی

plunger
[عمران و معماری] توپی - شناور
[برق و الکترونیک] سیستم مکنده ، پیستون غوطه ور
[مهندسی گاز] پیستون غوطه ور
[زمین شناسی] توپی، شناور
[پلیمر] پیستون
[عمران و معماری] تلمبه پیستونی - پمپ ضربه ای - تلمبه سمبه ای
[زمین شناسی] تلمبه پیستونی، پمپ ضربه ای
[نفت] تلمبه با پیستون غوطه ور
[نفت] مغزه بیرون کش
[برق و الکترونیک] پیستون ساختار فلزی لغزانی که در موج برها و کاواکها برای تنظیم یا باز تاباندن بیشتر انرژی تابشی به کار می رود .
[برق و الکترونیک] هسته غوطه ور لغزان
[عمران و معماری] میله ویکا

معنی کلمه plunger به انگلیسی

plunger
• piston, cylindrical part that operates with a plunging motion (mechanics); plumber's tool consisting of a rubber suction cup attached to a pole; one who jumps or dives into water; reckless gambler, bettor (slang)
• a plunger is a device for unblocking pipes and sinks. it consists of a rubber cup on the end of a stick. you press it up and down over the pipe or the hole in the sink, and the suction moves the blockage.

plunger را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین رضائیان
شناور،پیستون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی plunger
کلمه : plunger
املای فارسی : پلونگر
اشتباه تایپی : حمعدلثق
عکس plunger : در گوگل

آیا معنی plunger مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران