برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1406 100 1

picnicker

واژه picnicker در جمله های نمونه

1. The area is very popular with picnickers.
[ترجمه ترگمان]این ناحیه با picnickers بسیار محبوب است
[ترجمه گوگل]این منطقه بسیار محبوب با picnickers است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Picnickers are requested not to leave litter .
[ترجمه ترگمان]از picnickers خواسته می‌شود تا زباله را ترک نکنند
[ترجمه گوگل]از Picnickers درخواست می شود که ترک نشود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The picnickers disported themselves merrily on the beach.
[ترجمه ترگمان]The شادمانه روی ساحل می‌نشستند
[ترجمه گوگل]Picnickers خود را خوشحال در ساحل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Perhaps it was a favourite spot with picnickers, though the weather was hardly summery.
[ترجمه ترگمان]شاید مکان مورد علاقه‌اش با picnickers بود، هر چند هوا به سختی تابستانی بود
[ترجمه گوگل]شاید یک نقطه مورد علاقه با picnickers بود، هر چند که آب و هوا به سختی summery بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

معنی کلمه picnicker به انگلیسی

picnicker
• one who arranges a picnic; one who participates in a picnic
• a picnicker is someone who is having a picnic.

picnicker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
پیک نیک رونده، گردشگر، کسی که به پیک نیک می رود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی picnicker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )