برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1408 100 1

pharisee

/ˈfærɪsiː/ /ˈfærɪsiː/

معنی: فریسی، زهد فروش، ریاکار
معانی دیگر: (انجیل) فریسی (در برابر: صدوقی sadducee)

واژه pharisee در جمله های نمونه

1. The Pharisees held the meal one day before the official date.
[ترجمه ترگمان]The این غذا را یک روز پیش از تاریخ رسمی برگزار کردند
[ترجمه گوگل]فریسی ها یک روز قبل از تاریخ رسمی غذا را برگزار کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This was the main reason the Pharisees hated the tax-collectors: they were in the pay of the Romans.
[ترجمه ترگمان]این اصلی‌ترین دلیل بود که the از مالیات دهندگان مالیات نفرت داشتند: آن‌ها در حقوق رومیان بودند
[ترجمه گوگل]این دلیل اصلی این بود که فریسی ها از جمع مالیاتی که در پرداخت رومیان بود، نفرت داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We have records of frequent clashes with the Pharisees over the sabbath and other traditional observances.
[ترجمه ترگمان]ما در حال ثبت مکرر برخوردهای مکرر با the در روزه‌ای جمعه و دیگر آداب و رسوم سنتی هستیم
[ترجمه گوگل]ما در مورد سقوط مکرر با فریسیان در سبت و سنت های دیگر سابقه داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Because the Pharisees were the predominant sect, few, Sadducee writings have survived.
...

مترادف pharisee

فریسی (اسم)
pharisee
زهد فروش (اسم)
tartufe , tartuffe , pharisee
ریاکار (صفت)
hypocritical , insincere , pharisee

معنی کلمه pharisee به انگلیسی

pharisee
• hypocrite, self-righteous person
• the pharisees were a group of jews, mentioned in the bible, that believed in strictly obeying the laws of judaism.

pharisee را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohamad daichi
ریاکار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pharisee
کلمه : pharisee
املای فارسی : فریسی
اشتباه تایپی : حاشقهسثث
عکس pharisee : در گوگل

آیا معنی pharisee مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )