برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

petite

/pəˈtiːt/ /pəˈtiːt/

معنی: ریزه اندام
معانی دیگر: (زن) ریز اندام، ریزه میزه، ظریف و کوچک، کوچک، زن یا لباس کوچک اندازه

بررسی کلمه petite

صفت ( adjective )
• : تعریف: of a girl or woman, short and slender.

- She sometimes has trouble finding clothes that fit because she is very petite.
[ترجمه ترگمان] او گاهی اوقات برای پیدا کردن لباس‌هایی که مناسب باشد دچار مشکل می‌شود چون او بسیار کوچک است
[ترجمه گوگل] او گاهی اوقات مشکل پیدا کردن لباس مناسب است، زیرا او بسیار ریزه کاری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: petiteness (n.)
• : تعریف: a clothing size for small women.

- Her dress size is a petite eight.
[ترجمه ترگمان] سایز لباسش ریزنقش و eight
[ترجمه گوگل] اندازه لباس او یک ریز ریز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه petite در جمله های نمونه

1. petite sizes for women
اندازه‌های کوچک برای خانم‌ها

2. Women's apparel is offered in petite, regular, and tall models.
[ترجمه ترگمان]لباس زنانه در مدل petite، مرتب و بلند عرضه می‌شود
[ترجمه گوگل]لباس زنانه در مدل های ریز، منظم و بلند ارائه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was dark and petite, as all his wives had been.
[ترجمه ترگمان]او نیز مانند تمام زنان او، تاریک و ریزه اندام بود
[ترجمه گوگل]او تاریک و ریزه انداخته بود، همانطور که همسرش هم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Dress sizes range from petite to extra large.
[ترجمه ترگمان]اندازه لباس از petite تا برجستگی بیشتر فاصله دارد
[ترجمه گوگل]اندازه لباس از ریزه اندام به بزرگ بسیار بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His wife was a petite dark-haired woman in her early thirties.
[ترجمه ترگمان]زن او زنی کوچک‌اندام و مو مشکی بود که در سنین سی‌سالگی زن مو dark بود
[ترجمه گوگل ...

مترادف petite

ریزه اندام (صفت)
puny , petite

معنی عبارات مرتبط با petite به فارسی

خرده بورژوازی، خرده سوداگری
شراب قرمز و سک (محصول کالیفرنیا)

معنی کلمه petite به انگلیسی

petite
• small, little (french)
• a woman who is petite is small and slim.

petite را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amir777
به زبان عامیانه : فنچ
علی دهقانی م
خانم لاغر اندام

She was dark and petite, as all his wives had been
مثل زنای دیگش، او پوست تیره داشت و لاغر اندام بود
ebi
ریز ، خُرد ، خرده ، خرده‌پا

[زن]
کوچک‌اندام
Figure
(of a woman) attractively small and dainty

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی petite

کلمه : petite
املای فارسی : پتیت
اشتباه تایپی : حثفهفث
عکس petite : در گوگل

آیا معنی petite مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )