برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

pervade

/pərˈveɪd/ /pəˈveɪd/

معنی: نفوذ کردن، فراوان یا شایع بودن، پخش شدن، بداخل راه یافتن
معانی دیگر: فراگرفتن، پخش شدن (در)، پر کردن، درون گستردن، سایه افکندن بر، حاکم شدن بر، چیره شدن، مستولی شدن، (قدیمی) نفوذ کردن، تراویدن، رد شدن (از غشای چیزی)

بررسی کلمه pervade

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: pervades, pervading, pervaded
مشتقات: pervasive (adj.), pervadingly (adv.), pervasively (adv.), pervasiveness (n.)
• : تعریف: to spread or be present everywhere in; permeate.
مترادف: fill, permeate
مشابه: charge, dominate, imbue, infiltrate, inform, infuse, interpenetrate, overrun, penetrate, saturate, suffuse

- An air of optimism pervaded the capital.
[ترجمه ترگمان] یک نوع خوش بینی در پایتخت حکمفرما بود
[ترجمه گوگل] یک هوا خوشبینی به پایتخت نفوذ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The smell of tropical flowers pervaded the air.
[ترجمه ترگمان] بوی گل‌های استوایی در هوا پیچیده بود
[ترجمه گوگل] بوی گل های گرمسیری هوا را پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Visions of her still pervade his thoughts and dreams.
[ترجمه ترگمان] تصاویر او هنوز در افکار و رویاهایش نبودند
[ترجمه گوگل] چشم اندازهای او هنوز افکار و رویاهای خود را پر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

واژه pervade در جمله های نمونه

1. The images that pervade your mind affect the way you feel as well as the way your body behaves physiologically.
[ترجمه ترگمان]تصاویری که در ذهن شما نفوذ می‌کند، بر نحوه رفتار شما و نحوه رفتار بدن شما تاثیر می‌گذارد
[ترجمه گوگل]تصاویری که ذهن شما را نفوذ می دهد، به نحوی که شما احساس می کنید و همچنین نحوه رفتار بدن شما از نظر فیزیکی، تاثیر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sincerity is impossible, unless it pervade the whole being, and the pretense of it saps the very foundation of character. James Russell Lowell
[ترجمه ترگمان]این امر غیر ممکن است، مگر اینکه در تمام وجود نفوذ کند و تظاهر به آن، اساس شخصیت را خاموش کند جیمز راسل لوول
[ترجمه گوگل]عزت نفس غیر ممکن است، مگر اینکه تمام موجودیت را نفوذ کند، و اعتراض به آن، پایه و اساس شخصیت را می شکند جیمز راسل لول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This will pervade a surprisingly large area with fragrance, particularly on a warm moist evening.
[ترجمه ترگمان]این کار به طور شگفت انگیزی در یک منطقه بزرگ با عطر، به ویژه در یک شب مرطوب گرم، پخش خواهد شد
[ترجمه گوگل]این یک منطقه شگفت آور بزرگ با عطر و بویژه در یک شب مرطوب گرم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف pervade

نفوذ کردن (فعل)
infiltrate , leak , percolate , transpire , permeate , pervade
فراوان یا شایع بودن (فعل)
pervade
پخش شدن (فعل)
propagate , run , pervade
بداخل راه یافتن (فعل)
pervade

معنی کلمه pervade به انگلیسی

pervade
• penetrate, infiltrate; extend, spread out; fill
• if something pervades a place or thing, it is present or noticed throughout that place or thing; a formal word.

pervade را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

موهبت
سرایت کردن
یمینی
رسوخ کرده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pervade

کلمه : pervade
املای فارسی : پرود
اشتباه تایپی : حثقرشیث
عکس pervade : در گوگل

آیا معنی pervade مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )