برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

persuasively


بطور متقاعد کننده، چنانکه متقاعد سازدیا واداربکاری نماید

واژه persuasively در جمله های نمونه

1. They argue persuasively in favour of a total ban on handguns.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به طور متقاعد کننده‌ای به نفع یک ممنوعیت کامل در قاچاق اسلحه بحث می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها به طور قانع کننده ای به نفع ممنوعیت کامل تفنگ بادی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He argued persuasively, and was full of confidence.
[ترجمه ترگمان]به طرز متقاعد کننده‌ای بحث می‌کرد و سرشار از اعتماد به نفس بود
[ترجمه گوگل]او متقاعد کننده استدلال کرد و پر از اعتماد به نفس بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He argued powerfully and persuasively against capital punishment.
[ترجمه ترگمان]او با قدرت و متقاعد کننده‌ای در برابر مجازات اعدام بحث کرد
[ترجمه گوگل]او قدرتمند و متقاعد کننده علیه مجازات اعدام استدلال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It was necessary, she told her persuasively, that she leave sanctuary for the time being.
[ترجمه ترگمان]او با لحن persuasively به او گفت: لازم بود که برای مدتی از پناه‌گاه بیرون برود
[ترجمه گوگل ...

معنی کلمه persuasively به انگلیسی

persuasively
• convincingly, influentially, in a manner that persuades

persuasively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آقاپارسا
متقاعدگر
موسی
1. In a series of superbly conducted performances, he persuasively made the case for 20th-century music.
در مجموعه ای از اجراهای فوق العاده اجرا شده ، وی با اقناع پرونده موسیقی قرن 20 را مطرح كرد.
2. They cannot persuasively argue that indigent boat people, fleeing poverty and persecution, represent a terrorist threat.
آنها نمی توانند به طور قانع کننده استدلال کنند که افراد قایق تهی دست، که از فقر و آزار و شکنجه فرار می کنند ،بیانگر تهدید تروریستی هستند.
3. No other portrait has been persuasively connected with the painting described in the contemporary record.
هیچ پرتره دیگری به طور قانع کننده ای با نقاشی توصیف شده در تاریخچه معاصر ارتباط برقرار نکرده است.
4. He argues persuasively against the prohibitionists who allege that alcohol stokes violence.
او به طور قانع کننده ای علیه منع گرایان استدلال می آورد که الکل باعث خشونت می شود.
5. Try to relate those reasons, persuasively, to the interests of a funder.
سعی کنید به دلایل قانع کننده ای ، دلایل آن را با منافع یک سرمایه گذار مرتبط کنید.

Persuasively= با اقناع، به طور قانع کننده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی persuasively

کلمه : persuasively
املای فارسی : پرسواسیولی
اشتباه تایپی : حثقسعشسهرثمغ
عکس persuasively : در گوگل

آیا معنی persuasively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )