برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1401 100 1

perpetually


همیشه، دائما، بطور ابدی، پیوسته

واژه perpetually در جمله های نمونه

1. an order of mind which is perpetually modern
نوعی تفکر که تا ابد امروزی است.

2. The peak of the mountain is perpetually wreathed in cloud.
[ترجمه ترگمان]قله کوه همیشه در ابر شکل می‌گیرد
[ترجمه گوگل]اوج کوه همیشه در ابر وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She wore a perpetually martyred expression.
[ترجمه ترگمان]قیافه martyred به خود گرفته بود
[ترجمه گوگل]او عبارتی ماندگار و مداوم داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We belong perpetually to each other for life or for death.
[ترجمه ترگمان]ما برای زندگی یا مرگ به یکدیگر تعلق داریم
[ترجمه گوگل]ما به طور دائم برای زندگی یا مرگ به یکدیگر تعلق داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They were all perpetually starving.
[ترجمه ترگمان]همه آن‌ها مدام گرسنه بودند
[ترجمه گوگل]همه آنها همیشه گرسنه بودند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه perpetually به انگلیسی

perpetually
• eternally; everlastingly; unceasingly

perpetually را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سونیا
به طور مداوم
مهدی باقری
=continuously
=permanently

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی perpetually
کلمه : perpetually
املای فارسی : پرپتواللی
اشتباه تایپی : حثقحثفعشممغ
عکس perpetually : در گوگل

آیا معنی perpetually مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )