برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

pensionary

/ˈpenʃəˌneriː/ /ˈpenʃənərɪ/

معنی: پولکی، بازنشسته، حقوق بگیر
معانی دیگر: مقرری بگیر، مزدور، جیره خوار، وابسته به بازنشستگی، دریافت کننده ی حقوق بازنشستگی

مترادف pensionary

پولکی (اسم)
mercenary , pensionary
بازنشسته (صفت)
retired , emeritus , pensionary
حقوق بگیر (صفت)
pensionary , salaried

معنی کلمه pensionary به انگلیسی

pensionary
• receiving a pension, receiving a financial stipend
• pertaining to a pension; dependent on others

pensionary را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pensionary

کلمه : pensionary
املای فارسی : پنسینری
اشتباه تایپی : حثدسهخدشقغ
عکس pensionary : در گوگل

آیا معنی pensionary مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )