برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

pension off


بازنشسته کردن (با حقوق)

واژه pension off در جمله های نمونه

1. He was pensioned off and replaced with a younger man.
[ترجمه ترگمان]او می‌رفت و با یک مرد جوان‌تر کار می‌کرد
[ترجمه گوگل]او بازنشسته شد و با یک مرد جوان جایگزین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Many successful women do not want to be pensioned off at 60.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از زنان موفق نمی‌خواهند در سن ۶۰ سالگی از بازنشستگی خود خودداری کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از زنان موفق نمی خواهند در 60 سالگی بازنشسته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was pensioned off and replaced with a young girl.
[ترجمه ترگمان]او رفت و با یک دختر جوان جایگزین شد
[ترجمه گوگل]او بازنشسته شد و با یک دختر جوان جایگزین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The old printing press will have to be pensioned off.
[ترجمه ترگمان]مطبوعات قدیمی باید آن را بازنشسته کنند
[ترجمه گوگل]مطبوعات قدیمی مجبور خواهند شد که بازنشسته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه pension off به انگلیسی

pension off
• retire with a pension

pension off را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pension off

کلمه : pension off
املای فارسی : پانسیون آاف
اشتباه تایپی : حثدسهخد خبب
عکس pension off : در گوگل

آیا معنی pension off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )