برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1473 100 1

pellet

/ˈpelət/ /ˈpelɪt/

معنی: گلوله، قرص، ساچمه یا خرج تفنگ، بشکل گلوله دراوردن
معانی دیگر: ساچمه، حبه، چونه، حبه کردن، گلوله کردن، بشکل سرگنجشکی دراوردن گلوله یا شبیه ان به کسی پرت کردن، حب ساختن

بررسی کلمه pellet

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small bullet or shot.

(2) تعریف: a small rounded mass of something such as food or medicine.

- dog food in the form of pellets
[ترجمه ترگمان] غذای سگ به شکل میخ
[ترجمه گوگل] غذای سگ به شکل گلوله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: pellets, pelleting, pelleted
(1) تعریف: to form into pellets.

(2) تعریف: to shoot or hit with pellets.

واژه pellet در جمله های نمونه

1. a pellet gun
تفنگ ساچمه پران

2. Usually each pellet contains the remains of only one individual.
[ترجمه ترگمان]معمولا هر گلوله شامل بقایای یک فرد است
[ترجمه گوگل]معمولا هر پلت شامل بقایای تنها یک فرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Remove the medium by aspiration, leaving the bacterial pellet as dry as possible.
[ترجمه ترگمان]محیط را با اشتیاق حذف کنید و گلوله باکتری را تا جایی که ممکن است خشک کنید
[ترجمه گوگل]رسانه را با آسپیراسیون برداشته و پلت باکتریایی را تا حد ممکن خشک نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The pellet went right through the cat's neck and came out the other side, leaving a gaping wound.
[ترجمه ترگمان]گلوله از گردن گربه رد شد و از طرف دیگر بیرون آمد و زخم عمیقی بر جای گذاشت
[ترجمه گوگل]گلوله از طریق گردن گربه به سمت راست رفت و از طرف دیگر خارج شد و یک زخم خمیده به وجود آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The received wisdom in pellet form, with some of the pellets poisoned.
...

مترادف pellet

گلوله (اسم)
shot , shaft , gunshot , ball , bullet , pellet , cartridge , missile , pommel , blob
قرص (اسم)
pellet , pill , cake , tablet , disk , disc
ساچمه یا خرج تفنگ (اسم)
pellet
بشکل گلوله دراوردن (فعل)
pellet

معنی pellet در دیکشنری تخصصی

pellet
[ریاضیات] ساچمه، گلوله، قرص نازک، گندله، حبه
[پلیمر] حب، دانه، قرص(Granule)
[عمران و معماری] تکرگچه
[زمین شناسی] گل حبه توده ای کوچک، مسطح یا گرد و نامنظم از گل یا گل سنگ، باقطر 3 تا 13 میلی متر که در سنگهای رسوبی دیده می شود. گلوله های گلی در واقع قطعاتی از گل فشرده اند که از یک توده گلی جدا شده، اندکی جابجا شده و سپس دوباره نهشته شده اند.
[آب و خاک] گویچخ برف

معنی کلمه pellet به انگلیسی

pellet
• small ball; bullet, small lead shot; pill, tablet (of medication); solid phase gathering on the bottom of vial
• a pellet is a small ball of paper, mud, lead, or other material.

pellet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مری
گلوله فشرده-دیسک
فرزانه جمشیدی
در زیست شناسی ب شکل رسوب.رسوب
علی اکبر منصوری
گندله
Pelletizing
گندله سازی!
به شکل گلوله اي یا ساچمه ای درآوردن را گندله سازی میگویند
Fish farm pellets
گندله (غذای ماهی ساچمه ای شکل) برای پرورش ماهی
میلاد علی پور
ساچمه، تکه های فلز (که درون فشنگ شکاری قرار می گیرند و بعد از شلیک به فاصله ای معین پخش می شوند).
MOHAMMAD
فضله پرندگان، چلغوز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pellet
کلمه : pellet
املای فارسی : پلت
اشتباه تایپی : حثممثف
عکس pellet : در گوگل

آیا معنی pellet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران