برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1408 100 1

peek

/ˈpiːk/ /piːk/

معنی: نگاه دزدانه، زیرچشمی نگاه کردن
معانی دیگر: (به ویژه از روزنه یا پشت پرده و غیره و به سرعت) نگاه کردن، دزدانه نظر افکندن، زیرچشمی نگریستن (رجوع شود به: peep2)، نگاه دزدکی، نگاه تند و نهانی

بررسی کلمه peek

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: peeks, peeking, peeked
(1) تعریف: to look quickly or furtively, often through a small opening or from a hiding place; glance; peep.
مشابه: peep, pry

- The child peeked at her mother from behind the curtain.
[ترجمه فایزه حنیفی] کودک از پشت پرده زیر چشمی به مادرش نگاه کرد
|
[ترجمه ترگمان] بچه از پشت پرده نگاهی به مادرش انداخت
[ترجمه گوگل] کودک از پشت پرده مادرش را می سوزاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to appear briefly or to a slight degree, as if emerging from hiding.
مشابه: peep, peer

- The sun peeked from behind the clouds.
[ترجمه ترگمان] خورشید از پشت ابرها سرک می‌کشید
[ترجمه گوگل] خورشید از پشت ابرها لرزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : ...

واژه peek در جمله های نمونه

1. a peek inside the factory gave me an idea of its size
نگاه تندی به داخل کارخانه مرا از بزرگی آن با خبر کرد.

2. to take a peek at something
دزدانه به چیزی نگریستن

3. Close your eyes. Don't peek. I've got a surprise for you.
[ترجمه رضاصادقی] چشمهایت راببند،دزدکی نگاه نکن،برای تو شگفتانه ای دارم
|
[ترجمه ترگمان]چشمات رو ببند نگاه نکن برات یه سورپرایز دارم
[ترجمه گوگل]چشمانت را ببند زیرچشمی نگاه نکن من برای شما تعجب کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I took a peek at the list.
[ترجمه ترگمان]من یه نگاهی به لیست انداختم
[ترجمه گوگل]من زیرچشمی نگاه میکنم در لیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He just had time to peek into the room before the door closed.
[ترجمه ترگمان]قبل از بسته شدن در به اتاق نگاهی انداخت
[ترجمه گوگل]او فقط زمان را برای غرق شدن در ...

مترادف peek

نگاه دزدانه (اسم)
keek , peek
زیرچشمی نگاه کردن (فعل)
peek , squinny

معنی peek در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستور العملی که به برنامه نویس اجازه می دهد تا به هر مکان حافظه کامپیوتر نگاه کند - خواندن از حافظه - تابعی در زبان بیسیک که به برنامه نویس امکان می دهد تا محتویات محل خاصی از حافظه را بخواند . این تابع که در آغاز دهه ی 80 ، به طور گسترده ای در ریز کامپیوترهای کوچک به کار می رفت . امروزه کاربرد آن به جزئیات سخت افزار و نرم افزار وابسته است . نگاه کنید به BASIC; poke .

معنی کلمه peek به انگلیسی

peek
• quick sneaky look, quick glance
• glance; take a quick look
• if you peek at something or someone, you have a quick look at them, often secretly; an informal word. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. i took a peek at the list.
peek a boo
• game played with children that involves hiding and suddenly reappearing and shouting "peekaboo" or "boo"
sneak peek
• sneak preview, advance viewing

peek را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

alipour
نگاه گذرا
ebi
نگاه یواشکی
مونیکا
نگاه قایمکی
نگاه یواشکی
عیدیان
نیم نگاه
هانیه
نیم نگاه
حاجی
پلی اِتر اِتر کِتون که اصطلاحا" پیک نامیده می شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی peek
کلمه : peek
املای فارسی : پیک
اشتباه تایپی : حثثن
عکس peek : در گوگل

آیا معنی peek مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )