برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1629 100 1
شبکه مترجمین ایران

pee

/ˈpiː/ /piː/

شاشیدن، نام این حرف p

واژه pee در جمله های نمونه

1. I must go for a pee.
[ترجمه حسام] باید برم دسشویی
|
[ترجمه ترگمان]باید برم بشاشم
[ترجمه گوگل]من باید یک لکه بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'm going to have a pee.
[ترجمه ترگمان]میرم بشاشم
[ترجمه گوگل]من می خواهم یک پوستم داشته باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I need a pee really badly.
[ترجمه ترگمان] بدجوری دستشویی نیاز دارم
[ترجمه گوگل]من واقعا نیاز به یک نوشیدنی دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I must go for/must have a pee.
[ترجمه ترگمان]باید برم دستشویی
[ترجمه گوگل]من باید بروم / باید یک پوستر داشته باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ر ...

معنی کلمه pee به انگلیسی

pee
• urination (slang); urine
• urinate (slang)
• when someone pees, they urinate; an informal word which some people find offensive.
i gotta pee
• i need to urinate, igp (internet chat slang)

pee را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
دستشویی رفتن ادرار کردن
سید محمد هاشمی
Pee:
(خودمونی ) جیش کردن

Collins:
When someone�pees, they urinate. [INFORMAL]

Eg: I have to pee all the time.
همش باید جیش کنم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pee

کلمه : pee
املای فارسی : پیا
اشتباه تایپی : حثث
عکس pee : در گوگل

آیا معنی pee مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )