برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1464 100 1

peacekeeping

بررسی کلمه peacekeeping

اسم ( noun )
• : تعریف: the enforcement of a truce or peace between nations, esp. by an international authority such as the United Nations.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, concerning, or providing enforcement of international peace.

واژه peacekeeping در جمله های نمونه

1. A small peacekeeping force will be deployed in the area.
[ترجمه ترگمان]یک نیروی حافظ صلح کوچک در این منطقه مستقر خواهد شد
[ترجمه گوگل]نیروی نگهبانی کوچک در این منطقه مستقر خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The UN secretary-general yesterday recommended an enlarged peacekeeping force.
[ترجمه ترگمان]دبیر کل سازمان ملل روز گذشته یک نیروی حافظ صلح بزرگ را توصیه کرد
[ترجمه گوگل]دبیر کل سازمان ملل متحد روز گذشته نیروی حافظ صلح را بزرگ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. UN peacekeeping forces have helped ease tensions in world hot spots since 194
[ترجمه ترگمان]نیروهای حافظ صلح سازمان ملل به کاهش تنش‌ها در مناطق داغ جهان از زمان ۱۹۴ مه کمک کرده‌اند
[ترجمه گوگل]نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد از 194 سال به تضعیف تنش در نقاط داغ جهان کمک کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Peacekeeping, by its nature, makes pre-planning difficult.
[ترجمه ترگمان]حفظ صلح حفظ صلح توسط نیروهای پاسدار صلح است
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه peacekeeping به انگلیسی

peacekeeping
• maintaining peace; maintaining quiet, maintaining placidity
peacekeeping force
• special force used to maintain or re-establish peace in a region of armed conflict

peacekeeping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میعاد
حفظ صلح
هاتف صادقی
صلح آمیز
سعید ترابی
حافظ صلح

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی peacekeeping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران