برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

peacefully

/ˈpiːs.fəl.i/ /ˈpiːs.fəl.i/

معنی: ملایم
معانی دیگر: باارامش، به ارامی، ازروی صلح وصفا، بی اشوب، براحتی، بطورامن، صلح جویانه

واژه peacefully در جمله های نمونه

1. the goats pastured peacefully
بزها به آرامی می‌چریدند.

2. the old woman slumbered peacefully
پیرزن در خواب آرامی فرورفته بود.

3. from then on her life jogged peacefully along
از آن به بعد زندگانی او با آرامش پیش می‌رفت.

4. The pop festival passed off peacefully, despite the fears of local residents.
[ترجمه ترگمان]علی‌رغم ترس ساکنان محلی، جشنواره پاپ با آرامش تمام شد
[ترجمه گوگل]جشنواره پاپ به رغم ترس از ساکنان محلی، مسالمت آمیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The baby lay peacefully asleep in its pram.
[ترجمه ترگمان]بچه به آرامی خوابیده بود و به خواب عمیقی فرورفته بود
[ترجمه گوگل]کودک در آرایشگاه خود صلح آمیز خواب می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Hopes of settling the conflict peacefully are fading.
[ترجمه ترگمان]امیدها برای حل و فصل مسالمت‌آمیز مناقشه در حال محو شدن است
[ترجمه گوگل]امید به حل منازعات صلح آمیز محو شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویس ...

مترادف peacefully

ملایم (قید)
gently , softly , moderately , mildly , leniently , meekly , lentamente , peacefully , quietly

معنی کلمه peacefully به انگلیسی

peacefully
• calmly, tranquilly; quietly; nonviolently, without hostility, peaceably
disperse peacefully
• go quietly in different directions

peacefully را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی ماشا اله زاده
بطور مسالمت آمیز
The marches seem to have been going peacefully so far
راهپیمایی ها به نظر میرسد دارند بطور مسالمت آمیزی پیش میروند تاکنون
OopsxD
با ارامش _ به طور مسالمت امیز _ به ارامی
Farhood
⁦✔️⁩با آرامش، به آرامی
His wife was at his side when he passed peacefully this morning

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی peacefully

کلمه : peacefully
املای فارسی : پیکفوللی
اشتباه تایپی : حثشزثبعممغ
عکس peacefully : در گوگل

آیا معنی peacefully مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )