برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

payload

/ˈpeɪloʊd/ /ˈpeɪləʊd/

بار یا محموله ی سودآور، (هواپیما و فضاناو و غیره) بار، ظرفیت باربری (مثلا تعداد مسافران و باروبنه ی آنها در مقابل سوخت و سایر چیزهایی که به مصرف خود هواپیما می رسد)

بررسی کلمه payload

اسم ( noun )
(1) تعریف: the revenue-producing number or weight of passengers, cargo, or the like that a vehicle can or does carry.

(2) تعریف: the explosive charge of a bomb or warhead.

(3) تعریف: the bombs, warheads, instruments, or passengers carried by a missile, rocket, or airplane.

واژه payload در جمله های نمونه

1. The helicopter is designed to carry a payload of 2640 pounds.
[ترجمه ترگمان]این بالگرد برای حمل بار مفید of پوند طراحی شده‌است
[ترجمه گوگل]هلی کوپتر برای حمل بار 2640 پوند طراحی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The gondola that contains the payload has been spotted from the air and is believed to be undamaged.
[ترجمه ترگمان]کشتی که حاوی بار مفید بوده‌است از هوا دیده شده‌است و گفته می‌شود که آسیب‌ندیده است
[ترجمه گوگل]گوندولا که حاوی محموله است از هوا پنهان شده و معتقد است که آسیب دیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This gives access to the huge payload bay.
[ترجمه ترگمان]این به خلیج عظیم محموله دسترسی داره
[ترجمه گوگل]این اجازه می دهد تا به خلیج بزرگ بارگیری بزرگ دسترسی پیدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The payload is 000 pounds, and that is close competition for full-size trucks.
[ترجمه ترگمان]بار مفید payload پوند است و رقابت نزدیک برای کامیون‌های با اندازه کامل است
[ترجمه گوگل]هزینه حمل و نقل 000 پ ...

معنی payload در دیکشنری تخصصی

payload
[برق و الکترونیک] بار قابل حمل وزن کل وسایل و / یا مسافر که به وسیله هواپیما برای انتقال با پرواز معینی حمل می شود . سوخت ، تجهیزات ناوبری و تجهیزات کنترلی به عنوان بار قابل حمل حساب نمی شود .

معنی کلمه payload به انگلیسی

payload
• paid cargo (on airplane); explosive material in missile head; destructive effect of a virus on computer files
• the payload of an aircraft or other form of transport is the amount of things or people that it can carry.
• the payload of a missile is the quantity of explosives it contains.

payload را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fatemeh
کامپیوتر:
به نوع بسته های اطلاعاتی(داده) در لایه‌ی هفتم و ششم و پنجم مدل OSI گفته میشود (یا به صورت کلی بسته‌ی اطلاعاتی در لایه‌ی application)
بهجت محمدی
در امنیت سایبری، پی‌لود، یک بسته از داده‌هاست که توسط یک بدافزار و از طریق وسایل یا شبکه‌های آسیب‌دیده، منتقل می‌شود.
یا دیتا پکت
مرتضی
حمل بار
( میزان حمل بار )
msoon
کامپیوتر و مخابرات:
بخش از پیام انتقال داده شده را گویند که داده های اصلی مورد نظر در آن نهفته است به طوری که بقیه ساختار پیام تنها به منظور قابل انتقال شدن آن داده، به پیام افزوده شده اند.
پیام اصلی یک پیغام قابل انتقال.
محمدرضا ایوبی صانع
ظرفیت ترابری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی payload

کلمه : payload
املای فارسی : پیلد
اشتباه تایپی : حشغمخشی
عکس payload : در گوگل

آیا معنی payload مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )