برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

pathology

/pəˈθɑːlədʒi/ /pəˈθɒlədʒi/

معنی: پاتولوژی، اسیب شناسی
معانی دیگر: (پزشکی)، آسیب شناسی، پیامدهای بیماری، طب اسیب شناسی

بررسی کلمه pathology

اسم ( noun )
حالات: pathologies
مشتقات: pathologist (n.)
(1) تعریف: the scientific study of the causes, nature, and results of bodily disease.

- Louis Pasteur, with his investigations into anthrax and rabies, broadened scientific understanding of pathology.
[ترجمه ترگمان] پاستور با تحقیقاتش در مورد سیاه‌زخم و هاری درک علمی را گسترش داد
[ترجمه گوگل] لوئیس پاستور، با تحقیقاتش در مورد سیاه زخم و هاری، درک علمی پاتولوژی را گسترش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a physical or mental abnormality that is caused by disease or disorder.

واژه pathology در جمله های نمونه

1. He earned a master's degree in plant pathology from the University of Wisconsin.
[ترجمه ترگمان]او مدرک کارشناسی‌ارشد در زمینه آسیب‌شناسی گیاهی از دانشگاه ویسکانسین دریافت کرد
[ترجمه گوگل]او مدرک کارشناسی ارشد در آسیب شناسی گیاه را از دانشگاه ویسکانسین به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Biomedical scientists deal with 100m pathology tests a year, playing a crucial role in the diagnosis and treatment of disease.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان علوم پزشکی در یک سال با ۱۰۰ میلیون آزمون آسیب‌شناسی سروکار دارند و نقش حیاتی در تشخیص و درمان بیماری‌ها دارند
[ترجمه گوگل]دانشمندان علوم زیستی سالانه با آزمایشات پاتولوژیک 100 متر مواجه می شوند که نقش مهمی در تشخیص و درمان بیماری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The pathology protocol has been described previously.
[ترجمه ترگمان]پروتکل آسیب‌شناسی پیش از این شرح‌داده شده‌است
[ترجمه گوگل]پروتکل آسیب شناسی قبلا شرح داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. As a specialist in pathology, physiology and pharmacology, Mrs Coll received many teaching awards.
...

مترادف pathology

پاتولوژی (اسم)
pathology
اسیب شناسی (اسم)
pathology

معنی عبارات مرتبط با pathology به فارسی

علم ناخوشی شناسی که به موجب ان همه بیماریهارانتیجه فسادخلط هامیدانند

معنی pathology در دیکشنری تخصصی

pathology
[بهداشت] آسیب شناسی - پاتولوژی

معنی کلمه pathology به انگلیسی

pathology
• study of diseases and their characteristics
• pathology is the study of diseases and illnesses; a medical term.
• the pathology of a disease or illness is its causes and development in the body; a medical term.

pathology را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
آسيب، مرض، درد
سجاد
Class count10
4 = norm
6 = pathology
میشه توضیح بدین
nadiya
دکتر ساناز میرزایی
Seyyedalith
مشکل
هژیر هاشم پور
انگلیسی به فارسی:پاتولوژی(پاتوبیولوژی)، آسیب شناسی :�دانش علل و تأثیرات بیماری ها ، به ویژه شاخه پزشکی که با معاینه آزمایشگاهی نمونه هایی از بافت بدن برای اهداف تشخیصی یا پزشکی قانونی سروکار دارد�میباشد.
English to English
: Pathology
the science of the causes and effects of diseases especially the branch of medicine that deals with the laboratory examination of samples of body tissue for diagnostic or forensic purposes
Example:Research people Skilled in experimental Pathology
درباره افراد متخصص در آسیب شناسی تجربی تحقیق کنید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pathology

کلمه : pathology
املای فارسی : پاتولوژی
اشتباه تایپی : حشفاخمخلغ
عکس pathology : در گوگل

آیا معنی pathology مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )