برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

pathogen

/ˈpæθədʒən/ /ˈpæθədʒən/

(به ویژه در مورد ریز اندامگان یا microorganisms) بیماری زا، پاتوژن (pathogene هم می گویند)، pathogene طب بیماریزا

بررسی کلمه pathogen

اسم ( noun )
مشتقات: pathogenic (adj.)
• : تعریف: any organism that causes disease, such as a bacterium or virus.

واژه pathogen در جمله های نمونه

1. But now suppose the pathogen becomes the tiniest fraction more virulent: say the infectivity becomes one point zero one.
[ترجمه ترگمان]اما حالا فرض کنیم که این بیماری کمی شدیدتر می‌شود: بگو که infectivity به یک نقطه صفر تبدیل می‌شود
[ترجمه گوگل]اما اکنون تصور کنید که پاتوژن به کوچکترین کسری تبدیل می شود که بیشتر غلط است و می گوید که عفونت یک نقطه صفر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Trichostrongylus is rarely a primary pathogen in temperate areas, but is usually a component of parasitic gastroenteritis in ruminants.
[ترجمه ترگمان]Trichostrongylus به ندرت پاتوژن های اصلی در مناطق معتدل است، اما معمولا جزیی از بیماری‌های انگلی در ruminants است
[ترجمه گوگل]Trichostrongylus به ندرت یک پاتوژن اولیه در مناطق معتدل است، اما معمولا یک جزء گاستروانتریت انگلی در مجاری گوسفند است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Not every pathogen will respond instantly to events.
[ترجمه ترگمان]نه هر بیماری سریعا به اتفاقات واکنش نشون میده
[ترجمه گوگل]نه هر پاتوژن بلافاصله به حوادث پاسخ خواهد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Another example ...

معنی pathogen در دیکشنری تخصصی

pathogen
[علوم دامی] عامل بیماری ؛ میکروارگانیسم یا ویروسی که باعث یک بیماری می شود .
[صنایع غذایی] بیماری زا : میکروارگانیسم های که با تولید سم یا عفونت در بدن ایجاد بیماری می کنند.
[بهداشت] بیماریزا
[پلیمر] بیماری زا

معنی کلمه pathogen به انگلیسی

pathogen
• something that causes disease (i.e. bacteria or virus)
• a pathogen is an organism that causes disease; a technical term.
digital pathogen
• (computers) worm or computer virus or other software that harms computers or networks or electronic devices

pathogen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا محمدنیا
عامل بیماری زا
احمد برادران
بيمارى زا. آنچه مايه ى پيدايش بيمارى مي شود، براى نمونه، باكترى، ويروس، قارچ.
Sb
عامل بیماری زا
eg:corona viruse is a pathogen تحت is resistance to common drug
مرتضی
Pathogen عامل بیماری زا

Pathogenic بیماری زا ( صفت )
🦥Moonlight
Any virus, microorganism or other substance causing disease

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی pathogen

کلمه : pathogen
املای فارسی : پتهگن
اشتباه تایپی : حشفاخلثد
عکس pathogen : در گوگل

آیا معنی pathogen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )