برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1460 100 1

paternalistic

واژه paternalistic در جمله های نمونه

1. The doctor is being paternalistic. He's deciding what information the patient needs to know.
[ترجمه ترگمان]دکتر paternalistic او در مورد اینکه بیمار به چه اطلاعاتی نیاز دارد تصمیم می‌گیرد
[ترجمه گوگل]دکتر پدرسالاری است او تصمیم می گیرد چه اطلاعاتی را که بیمار نیاز دارد بداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Her self-criticism of the paternalistic atmosphere which she allowed to engulf her in her early insecurity is devastating.
[ترجمه ترگمان]احساسش نسبت به جو paternalistic که به او اجازه داده بود او را در نا امنی اولیه در خود غرق کند، ویرانگر است
[ترجمه گوگل]خود انتقاد او از فضای پدرسالاری که او اجازه می دهد او را در ناامنی اولیه خود غوطه ور کند، ویرانگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. What should stop is the paternalistic and well-meaning indulgence of the sub-culture of thuggery.
[ترجمه ترگمان]چیزی که باید متوقف شود، indulgence و به معنای چشم‌پوشی از فرهنگ آدمکشی است
[ترجمه گوگل]چه چیزی باید متوقف شود، تسلیم پدر و مادر و به اصطلاح معقول بودن زیر کشت فرهنگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It ...

معنی کلمه paternalistic به انگلیسی

paternalistic
• pertaining to a government system that sincerely cares about its constituents but is overly intrusive (similar to a father with his children)
• paternalistic systems or beliefs have the qualities of paternalism.

paternalistic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ehsan777
قیم مآبی
رفتاریست توسط یک فرد، سازمان یا دولت به منظور محدود کردن آزادی یا استقلالِ فرد یا گروه، که بنابر مصلحت خود آنان صورت می گیرد.
نسرین زارع
پدر سالاری
سینا پیغمبری
نظام آقا بالاسری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی paternalistic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران