برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

patched things up

معنی کلمه patched things up به انگلیسی

patched things up
• put an end to a fight; fixed things quickly

patched things up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سوران عرفانی
کنار گذاشتن اختلافات به منظور حل مشکلات (موقتی)
Sara
To stop arguing with sb and to be freinds again

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی patched things up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )