برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

passivity

/pəˈsɪvəti/ /pæˈsɪvɪti/

معنی: انفعال، کنش پذیری، بی ارادگی
معانی دیگر: ناکنشوری، عدم فعالیت، بی کنشی، بی هنایشی، کنش گیری، پذیرا بودن

واژه passivity در جمله های نمونه

1. They oscillate between passivity and elemental violence.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها بین passivity و خشونت عنصری نوسان می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها بین انفعال و خشونت عناصری نوسان می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I sank into an exquisite passivity staring ahead as dazzling colours flushed and flew, metamorphosing into duck elephant cat dog house.
[ترجمه ترگمان]من در حالی که رنگ‌های روشن و خیره‌کننده به جلو خیره شده بودم، در حالی که رنگ‌های روشن و خیره‌کننده به جلو خیره شده بودند، به داخل خانه سگ آبی سگ پناه بردم
[ترجمه گوگل]من به انفعالی نفیس غرق شدم که به رنگ های خیره کننده و فریاد زده بود و پرواز می کرد و به خانه سگ گربه ی فیل گندم دمی تبدیل می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This is closely linked to their passivity: it does not occur to them that they could make changes in their world.
[ترجمه ترگمان]این ارتباط نزدیکی با passivity آن‌ها دارد: این اتفاق برای آن‌ها رخ نمی‌دهد که بتوانند در دنیای خود تغییراتی ایجاد کنند
[ترجمه گوگل]این دقیقا به انعطاف پذیری آنها مربوط می شود که به آنها نمی انجامد که می توانند تغییرات در جهانشان ایجاد کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف passivity

انفعال (اسم)
excitation , reaction , passivity
کنش پذیری (اسم)
passivity
بی ارادگی (اسم)
passivity

معنی کلمه passivity به انگلیسی

passivity
• passive attitude, submissiveness, state of not reacting to outside stimulus

passivity را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید وحید طباطباییان
کنش ناپذیری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی passivity

کلمه : passivity
املای فارسی : پسیویتی
اشتباه تایپی : حشسسهرهفغ
عکس passivity : در گوگل

آیا معنی passivity مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )