برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1432 100 1

passageway

/ˈpæsəˌdʒwe/ /ˈpæsɪdʒweɪ/

معنی: راهرو، گذرگاه، عبور، معبر، غلام گردش، محل عبور
معانی دیگر: دالان

بررسی کلمه passageway

اسم ( noun )
• : تعریف: a corridor or other way along or through which people or things may pass.
مترادف: passage
مشابه: aisle, alley, alleyway, ambulatory, bottleneck, breezeway, corridor, gallery, gangway, hall, hallway, lane, pass, path, thoroughfare, walkway, way

واژه passageway در جمله های نمونه

1. The tunnel contracts to a narrow passageway as you go deeper.
[ترجمه ترگمان]تونل به راهرویی باریک منتهی می‌شود که شما عمیق‌تر می‌روید
[ترجمه گوگل]تونل به یک پاساژ باریک به عنوان عمیق تر می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. "You go down that passageway over there. " — "Which one?"
[ترجمه ترگمان]\"شما از آن راهرو به آنجا می‌روید،\" کدام یک را؟ \"
[ترجمه گوگل]'شما پایین رفتن این گذرگاه در آنجا وجود دارد ' - 'کدام یک؟'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He led me down a narrow passageway.
[ترجمه ترگمان]او مرا به راهروی باریکی هدایت کرد
[ترجمه گوگل]او من را پایین یک پاساژ باریک گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Outside, in the passageway, I could hear people moving about.
[ترجمه ترگمان]بیرون، در راهرو، صدای حرکت مردم را می‌شنیدم
[ترجمه گوگل]در خارج از محوطه، من می توانستم مردم را در حال حرکت ببینم
[ترجمه شما] ترجمه صحی ...

مترادف passageway

راهرو (اسم)
runway , aisle , corridor , hall , doorway , passage , lobby , walk , vestibule , gallery , passageway , door , gangway
گذرگاه (اسم)
pass , passage , defile , bypass , bus , pathway , causeway , passageway , gangway
عبور (اسم)
pass , transmission , passage , ferry , outlet , passageway , transition , transit , crossing , passing
معبر (اسم)
cut , pass , passage , ferry , passageway , ford , crossover , crossing , ferryboat , ferry bridge , passover , passway , railway crossing
غلام گردش (اسم)
passageway
محل عبور (اسم)
passageway

معنی کلمه passageway به انگلیسی

passageway
• walkway, thoroughfare, passage; corridor, hallway
• a passageway is a long, narrow space between walls or fences connecting one room or place with another.

passageway را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mohamadda333
گذرگاه راهرو
there is small passageway in the maze

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی passageway
کلمه : passageway
املای فارسی : پسگوی
اشتباه تایپی : حشسسشلثصشغ
عکس passageway : در گوگل

آیا معنی passageway مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )