برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

pass the buck


از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن

بررسی کلمه pass the buck

عبارت ( phrase )
• : تعریف: (informal) to avoid responsibility by blaming someone else.

معنی کلمه pass the buck به انگلیسی

pass the buck
• transfer blame to someone else
pass the buck to
• transfer responsibility to someone else

pass the buck را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید علی موسوی اناری
از زیر کاری در رفتن
mohadese
شونه خالی کردن
میثم نبی پور
دیکشنری هزاره: (محاوره) از زیر مسئولیت در ر فتن، کاسه کوزه ها را سر دیگری شکستن، مسئولیت ها را به گردن دیگری انداختن،
محدثه فرومدی
گناه کاری را گردن کس دیگری انداختن
مینانعمتی
To pass responsibility for a problem to another person to avoid dealing with it oneself.
A.C.E
مسئولیت اشتباه یا تصادف یا یک تصمیم مهم را قبول نکردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی pass the buck

کلمه : pass the buck
املای فارسی : پاس تاه بوک
اشتباه تایپی : حشسس فاث ذعزن
عکس pass the buck : در گوگل

آیا معنی pass the buck مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )