برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

paranoid

/ˈperəˈnɔɪd/ /ˈpærənɔɪd/

دچار پارانویا، کژپندار، کج خیال، بدگمان، همه دشمن پندار (paranoiac هم می گویند)، وابسته به پارانویا، کژپندارانه، همه دشمن پندارانه (paranoidal هم می گویند)، همهی شاگردان از تو بیزار نیستند!

بررسی کلمه paranoid

صفت ( adjective )
• : تعریف: having or exhibiting an unrealistic suspicion and mistrust of others.

- After his accident, he had paranoid thoughts about other drivers wanting to harm him.
[ترجمه رضایی] بعد از حادثه ای که برایش رخ داد افکار بدگمانانه ای درباره رانندگان دیگه ای که می خواستند به او صدمه برسانند داشت .
|
[ترجمه ترگمان] بعد از تصادف، افکار مشکوکی درباره رانندگان دیگر داشت که می‌خواستند به او صدمه بزنند
[ترجمه گوگل] پس از تصادف، او در مورد رانندگان دیگری که مایل به آسیب رساندن به او بودند، افکار پارانوئید داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه paranoid در جمله های نمونه

1. Malcolm got really paranoid, deciding that there was a conspiracy out to get him.
[ترجمه ترگمان]مالکوم خیلی توهم زده بود و تصمیم گرفته بود که یه توطئه برای گرفتنش وجود داشته باشه
[ترجمه گوگل]مالکوم واقعا پارانوئید داشت، تصمیم گرفت که یک توطئه برای او بیاورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She's getting paranoid about what other people think of her.
[ترجمه ترگمان]اون داره درباره چیزی که دیگران بهش فکر می‌کنن دچار توهم شده
[ترجمه گوگل]او درباره آنچه که دیگران از او می اندیشد پارانوئید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm not going to get paranoid about it.
[ترجمه ترگمان]من در این مورد توهم نمی‌زنم
[ترجمه گوگل]من نمی خواهم در مورد آن پارانویایی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was diagnosed as a paranoid schizophrenic.
[ترجمه ترگمان]او به جنون پارانویایی مبتلا شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک اسکیزوفرنی پارانوئیدی تشخیص داده شد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه paranoid به انگلیسی

paranoid
• one who suffers from paranoia, person who suffers from delusions of persecution and distrust of others
• of paranoia, characteristic of paranoia
• paranoid people are very suspicious, distrustful, and afraid of other people.
paranoid anxiety
• paranoia, anxiety that causes a person to feel that he is constantly persecuted
paranoid schizophrenia
• mental illness that combines schizophrenia with paranoia

paranoid را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسماعیل بخشی
ترسیدن ، شوکه شدن ، دچار panic شدن
حسن امامی
بدبین
فوزیه
شکاک_مشکوک،شدیدآ بدبین و مشکوک به همه چی در زندگی
بهار
توی بازی مافیا هست یعنی کسی که به همه شک داره
yasin
ترسو بد گمان
Ayris Kianafshar
a person who suspect
فرهادی
خیال برش داشته
توهم زده
Dark Light
Paranoid صفتِ واژه ی Paranoia میباشد
Paranoid : پِرِ نُید
Paranoia : پِرِ نُ یا

تعریف دیکشنری :
noun
[noncount]
🔴 1 medical : a serious mental illness that causes you to falsely believe that other people are trying to harm you
◀️She was diagnosed with delusional paranoia.

🔴 2 : an unreasonable feeling that people are trying to harm you, do not like you, etc.
◀️I had to admit that my fears were just paranoia.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی paranoid

کلمه : paranoid
املای فارسی : پارانوید
اشتباه تایپی : حشقشدخهی
عکس paranoid : در گوگل

آیا معنی paranoid مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )