برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1404 100 1

pancake

/ˈpænˌkek/ /ˈpænkeɪk/

معنی: کلوچه، نان شیرین و پهن، نان ساجی
معانی دیگر: (خوراکپزی - خمیر گندم و تخم مرغ که مثل کتلت سرخ می کنند و با شیره به عنوان صبحانه می خورند) پنکیک، (فرود آوردن هواپیما) فرود افتاده، افتان فرود (pancake landing هم می گویند)، (هواپیما) افتان فرود کردن، نان شیرین و پهن مثل کلوچه

بررسی کلمه pancake

اسم ( noun )
(1) تعریف: a flat round cake of batter fried on both sides on a griddle or frying pan; hotcake; griddlecake.

(2) تعریف: see Pan-Cake Make-Up.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: pancakes, pancaking, pancaked
• : تعریف: of an airplane, to make an emergency landing by dropping vertically a short distance to the ground after leveling off above it.
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to cause (an airplane) to pancake.

واژه pancake در جمله های نمونه

1. He turned the pancake over with a strong flick of his wrist.
[ترجمه ترگمان]با یک حرکت محکم مچ دستش را چرخاند
[ترجمه گوگل]او با استفاده از یک تند قوی از مچ دست خود، پنکیک را تغییر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The countryside near there is flat as a pancake .
[ترجمه ترگمان]حومه شهر مانند یک تکه نان صاف است
[ترجمه گوگل]حومه شهر در نزدیکی آن به عنوان یک پنکیک صاف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When one side is done, flip the pancake to cook the other side.
[ترجمه علی] وقتی یک طرف پنکیک پخته می شود آن را برگردانید تا طرف دیگرش پخته شود
|
[ترجمه ترگمان]وقتی یک طرف انجام می‌شود، the را عوض کنید تا طرف مقابل را بپزید
[ترجمه گوگل]وقتی یک طرف انجام می شود، پنکیک را تکان دهید تا طرف دیگر را طبخ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف pancake

کلوچه (اسم)
cookie , cooky , pancake
نان شیرین و پهن (اسم)
pancake
نان ساجی (اسم)
pancake

معنی عبارات مرتبط با pancake به فارسی

(نام بازرگانی - لوازم آرایش هنرپیشگان که با ابر بر صورت می مالند) گریم، اسباب بزک
زو لوبیا، زلوبیا

معنی کلمه pancake به انگلیسی

pancake
• flat round piece of dough which is fried on both sides, flapjack, griddlecake
• a pancake is a thin, flat, circular piece of cooked batter. pancakes are usually folded and eaten hot with a sweet or savoury filling.
pancake day
• pancake day is the tuesday before ash wednesday. people traditionally eat pancakes on pancake day; an informal expression.
pancake roll
• a pancake roll is a small pancake that is filled with chinese-style vegetables and sometimes meat, and then rolled up.
flat as a pancake
• totally flat, without rounded surfaces

pancake را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مریم آقاصادقی
کیک تابه ای نازک
❤N❤
پن کیک�کیک نازک�
سهیل حسن زاده
a kind of very thin round cake
slh 78
یک نوع کیک که بیشتر برای صبحانه سرو می شود.
shiva_sisi‌
کیکی برای صبحانه(پنکیک)
سید هیراد صادقی
کیکی برای صرف صبحانه
کوثر
پنکیک
nazanin
a kind of very thin round cack
محمدرضا فیروزجایی
در مازندران کُماج نام دارد
😍😘e.y😘😍
پن کیک،کیک نازک،کیکی که برای صبحانه خورده می شود.
🍰🎂🎂🍰
A kind of vary thin round cake.
❤B.T.S❤
A kind of thin round cake that people eat it for breakfast

یک نوع کیک نازک گرد که مردم برای صبحانه آن را میخورند
Dina
کیک نازک گرد،پنکیک
mahtab
A kind of very thin round cake
Thats pancake
Ostad
I m eating pancake for break fast
من در صبحانه پن کیک خوردم
Pankake:a kind of very thin round cake
Romina_ayta56
A kind of very thin round cake
معنی فارسی: کیک نازک
همون پنکیک خودمونه که واسه صبحونه یا عصرونه میخوریم
لایک کنید ^_^

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pancake
کلمه : pancake
املای فارسی : پنکیک
اشتباه تایپی : حشدزشنث
عکس pancake : در گوگل

آیا معنی pancake مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )