برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

palladian


وابسته به پالاس آتنا (رجوع شود به: pallas)، (معماری) وابسته به یا به سبک پالادیم (رجوع شود به: palladio)، معرفتی، وابسته به معرفت و دانش

معنی کلمه palladian به انگلیسی

palladian
• built in the style of andrea palladio (italian architect)

palladian را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
Kith دانش و معرفت، علم آداب معاشرت، وطن مالوف، همشهریان
palladian معرفتي، وابسته به معرفت و دانش
noeticشخص دانا و فکور، ادراکي، معرفتي، هوشي، ذهني، قیاس منطقي
عليرضا كريمي وند
palladian معرفتي، وابسته به معرفت و دانش
noeticشخص دانا و فکور، ادراکي، معرفتي، هوشي، ذهني، قیاس منطقي،اندیشه‌ای،تفکری،فکری،ذهنی،ادراکی،وابسته به مغز و عقل،عقلانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی palladian
کلمه : palladian
املای فارسی : پللدین
اشتباه تایپی : حشممشیهشد
عکس palladian : در گوگل

آیا معنی palladian مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )