برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1463 100 1

Prompting

/ˈprɑːmptɪŋ/ /ˈprɒmptɪŋ/

تلقین، اشاره

واژه Prompting در جمله های نمونه

1. Amazingly - without any prompting - my husband actually said how nice I looked in my new dress!
[ترجمه امیررضا] به طور شگفت آوری شوهرم بدون هیچ تلقینی به من گفت:در این لباس جدیدم خوب به نظر میام
|
[ترجمه ترگمان]بدون اشاره، شوهرم گفت چقدر خوب لباس جدیدم رو گشتم
[ترجمه گوگل]شگفت آور - بدون هیچ دلیل - شوهر من در واقع گفت: چقدر خوب من در لباس جدید من نگاه کرد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He did it without any prompting from me.
[ترجمه ترگمان]بدون اشاره به من این کار را کرد
[ترجمه گوگل]او این کار را بدون هیچ دلیل از من انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He wrote the letter without further prompting.
[ترجمه ترگمان]نامه را بدون اشاره دیگری نوشت
[ترجمه گوگل]او نامه را بدون اضمحلال نوشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی Prompting در دیکشنری تخصصی

[سینما] وسایل متن رسانی

معنی کلمه Prompting به انگلیسی

prompting
• supporting. fostering, encouraging; reminding actors of forgotten lines
• prompting is the act of saying something in order to cause someone to do something.

Prompting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید محمود حسینی
دامن زدن به....

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی prompting
کلمه : prompting
املای فارسی : پرمپتینگ
اشتباه تایپی : حقخئحفهدل
عکس prompting : در گوگل

آیا معنی Prompting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران