برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1463 100 1

Preservation

/ˌprezərˈveɪʃn̩/ /ˌprezəˈveɪʃn̩/

معنی: جلو گیری، نگهداری، حفظ، حراست
معانی دیگر: حفاظت، پاساری، نیکداری، ایمن داشت، محافظت

بررسی کلمه Preservation

اسم ( noun )
• : تعریف: protection from loss or damage; the act of preserving.

واژه Preservation در جمله های نمونه

1. the preservation of natural resources
حفظ منابع طبیعی

2. the preservation of old traditions
نگهداری سنت‌های دیرین

3. The picture is in an excellent state of preservation.
[ترجمه ترگمان]تصویر در وضعیت عالی نگهداری است
[ترجمه گوگل]تصویر در حالت عالی حفظ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The aim of the policy is the preservation of peace.
[ترجمه ترگمان]هدف از این سیاست حفظ صلح است
[ترجمه گوگل]هدف این سیاست حفظ صلح است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The council has placed a preservation order on the building.
[ترجمه ترگمان]این شورا دستور حفاظت از ساختمان را داده‌است
[ترجمه گوگل]این شورا سفارش نگهداری را در ساختمان قرار داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Eliot campaigned for the preservation of London's churches.
[ترجمه ترگمان]ا ...

مترادف Preservation

جلو گیری (اسم)
abatement , curb , prevention , snub , countercheck , suppression , restraint , interdict , obstruction , blockage , restriction , preservation , interdiction , debarment , forbiddance , interception , stoppage
نگهداری (اسم)
restraint , conservation , retinue , tenure , maintenance , keeping , preservation , retention , upkeep , detainer , sustenance , guardianship , sustentation , sustention
حفظ (اسم)
protection , retinue , preservation
حراست (اسم)
protection , preservation

معنی عبارات مرتبط با Preservation به فارسی

(غریزه) صیانت ذات، حفظ جان، صیانت نفس، بقاء خود

معنی Preservation در دیکشنری تخصصی

preservation
[علوم دامی] مهار کننده فساد
[صنایع غذایی] نگهداری ، حفظ ، محافظ ت ، جلوگیری ، حراست - نگهداری : در صنایع غذایی به هر فرایند فیزیکی یا شیمایی گفته میشود که باعث جلوگیری و یا تاخیر در فساد غذا میگردد
[نساجی] محافظت
[ریاضیات] نمایش، پایداری، نگهداشتن، باقی ماندن، حفظ کردن
[صنایع غذایی] نگهداری غذا : به مجموعه عملیاتی گفته میشود که برای جلوگیری از فساد غذا و حفظ کیفیت طولانی تر آن به کار برده میشود.

معنی کلمه Preservation به انگلیسی

preservation
• protection, act of safeguarding, conservation, act of saving from damage or harm
preservation of the species
• continuation of the human race or animal or plant species by reproduction
self preservation
• self-preservation is the instinctive behaviour that makes you keep yourself safe from injury or death in a dangerous situation.

Preservation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد جواد
بقا،پایستگی
Azad
ايمن داشت محافظ
محمد
محافظت
مهتاب ربیعی
در روانپزشکی به معنای درجاماندگی میباشد
امیررضا مبینی
پاسداشت
مثل پاسداشت فرهنگی
احسان شفیعی سرارودی
بتونه کاری (زیر سازی آماده سازی جهت رنگ آمیزی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preservation
کلمه : preservation
املای فارسی : پرسروتین
اشتباه تایپی : حقثسثقرشفهخد
عکس preservation : در گوگل

آیا معنی Preservation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران