برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

Preparation

/ˌprepəˈreɪʃn̩/ /ˌprepəˈreɪʃn̩/

معنی: تعبیه، تمهید، امایش، امادگی، تهیه، تدارک، اماده سازی، تهیه مقدمات، پستایش، امادش، اقدام مقدماتی
معانی دیگر: آماده سازی، آمایش، مهیاسازی، ترکیب (کردن)، تدوین، درست کردن، آمادگی، سازمندی، بسیج شدگی، (هرچیز تهیه شده یا آمیخته شده به منظور خاص) دارو، آمیزه

بررسی کلمه Preparation

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of preparing.
مشابه: provision

(2) تعریف: a state of readiness.

(3) تعریف: a substance or mixture, esp. medicinal.
مشابه: medicine

واژه Preparation در جمله های نمونه

1. preparation for the eventuality of war
آماده سازی برای احتمال بروز جنگ

2. the preparation of land for cultivation
آماده سازی زمین برای کشت

3. a widely sold preparation for colds
داروی پرفروش برای (درمان) سرماخوردگی

4. skill in the preparation of herbal drugs
مهارت در درست کردن داروهای گیاهی

5. this life is a preparation for the hereafter
این زندگی محل آماده‌سازی برای آخرت است.

6. i can't pass this exam without preparation
بدون آمادگی نمی‌توانم در این امتحان قبول شوم.

7. she spent several years in the preparation of this literary masterpiece
چندین سال را صرف تدوین این شاهکار ادبی کرد.

8. He didn't do enough preparation for his exam, and failed.
[ترجمه ترگمان]او آمادگی کافی برای امتحان امتحان را نداشت و شکست خورد
[ترجمه گوگل]او آمادگی کافی برای امتحان خود نداشت و شکست خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It is the initial preparation that takes the time.
[ترجمه ترگمان]این آماده‌سازی اولیه ...

مترادف Preparation

تعبیه (اسم)
shift , appliance , preparation , improvisation , shebang , lash-up
تمهید (اسم)
arrangement , intrigue , preparation , scheming , scheme , contrivance , prolusion
امایش (اسم)
preparation , logistics
امادگی (اسم)
susceptibility , penchant , preparation , vigilance , lurch , readiness , preparedness , tautness , predisposition
تهیه (اسم)
provision , preparation , ministration , procurement , purveyance
تدارک (اسم)
provision , preparation , purveyance
اماده سازی (اسم)
preparation
تهیه مقدمات (اسم)
preparation
پستایش (اسم)
preparation
امادش (اسم)
preparation
اقدام مقدماتی (اسم)
preparation

معنی عبارات مرتبط با Preparation به فارسی

تهیه خوراک
داده امایی، امایش داده ها

معنی Preparation در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] آماده سازی
[نساجی] ساخت - تولید - مقدمات - تهیه کردن - آماده سازی - مقدمات بافندگی - طرز تهیه - آماده کردن
[ریاضیات] مهیا کردن، آماده کردن، تدارک، آماده سازی، تهیه
[نساجی] آماده کردن امولسیون
[کامپیوتر] مهیا سازی داده ها؛ آماده سازی داده ؛ آمایش داده ها ؛ داده آمایی
[معدن] آمادهسازی زمینه (زمین شناسی اقتصادی)
[زمین شناسی] آماده سازی زمین
[معدن] کانهآرایی (عمومی فرآوری)
[نساجی] تدارک روغن
[معدن] کانهآرایی (عمومی فرآوری)
[نساجی] تهیه طرح
[حسابداری] تجهیز کارگاه
[سینما] آماده سازی محل فیلمبرداری
[نساجی] تهیه نمونه
[نساجی] مقدمات بافندگی

معنی کلمه Preparation به انگلیسی

preparation
• act of getting ready, act of preparing; arrangement, act of putting in order; medicinal substance, substance concocted for medical purposes
• the preparation of something is the activity of getting it ready.
• preparations are the particular arrangements that are made for a future event.
• a preparation is a mixture that has been prepared for use as food, medicine, or a cosmetic; a formal use.
preparation for
• getting ready for
in preparation
• in a stage of readying, in precaution, in getting ready
mode of preparation
• way of getting ready
sperm preparation
• laboratory procedure for concentrating sperm

Preparation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معظمه
آماده سازی
احسان
[داروسازی] فراورده
For ever
آمادگی
Haniko
تدارک دیدن
آماده کردن
مهیا کردن
ghasem
داشتن آمادگی
tinabailari
آماده بودن 🌐
. An important key to self confidence is preparation
کلید مهم اعتماد به نفس، آماده بودن هست...
Chef-Masoud
طرز تهیه برای غذا و کیک
رضایی
مهیا شدن
PR
The act of getting sb/sth ready

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preparation
کلمه : preparation
املای فارسی : پرپرتین
اشتباه تایپی : حقثحشقشفهخد
عکس preparation : در گوگل

آیا معنی Preparation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )