برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1429 100 1

Pointing

/ˌpɔɪntɪŋ/ /ˈpoɪntɪŋ/

(noun) بند کشی، نقطه گذاری، اعراب

واژه Pointing در جمله های نمونه

1. pointing the text of a speech
نقطه گذاری متن سخنرانی

2. He was talking while pointing at the map.
[ترجمه ترگمان]او در حالی که به نقشه اشاره می‌کرد، حرف می‌زد
[ترجمه گوگل]او در حالی که به نقشه اشاره کرد صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. To divide by 100 is done by only pointing off two figures for decimals.
[ترجمه ترگمان]تقسیم آن‌ها فقط با اشاره به دو رقم برای اعشار انجام می‌شود
[ترجمه گوگل]برای تقسیم با 100، تنها با دو رقمی برای دقايق نشان داده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He took me around our new offices, pointing out all the salient features.
[ترجمه ترگمان]او مرا در دفتر جدید ما گرفت و تمام خصوصیات برجسته آن را نشان داد
[ترجمه گوگل]او مرا در اطراف دفاتر جدید من گذاشت و همه ی ویژگی های برجسته ای را ذکر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. "No, go that way, " I said, pointing in the opposite direction.
[ترجمه ترگمان]من در حا ...

معنی Pointing در دیکشنری تخصصی

pointing
[عمران و معماری] بندکشی - قراولروی
[کامپیوتر] دستگاه اشاره گر - یک دستگاه جانبی کامپیوتری که امکان می دهد تا در یک رابط گرافیکی کاربر ( GUI) کامپیوتر را کنترل کنید. مشهورترین دستگاه اشاره گر ماوس است. اما کاربران از تابلوهای گرافیکی و گوی مسیر ( trackball) نیز استفاده می کنند. - دستگاه اشاره گر
[عمران و معماری] خط نشان
[عمران و معماری] ماله بندکشی
[کوه نوردی] نیش کوبی
[عمران و معماری] بندکشی شیبدار

معنی کلمه Pointing به انگلیسی

pointing
• indicating, instance of pointing out; heading, direction
• pointing is a way of repairing the outside of a building by filling in the holes between the bricks or stones.
• pointing also refers to the cement between bricks or stones in a wall.
• see also point.
pointing at
• hinting at -, referring to -
pointing device
• device used to move the cursor around on the screen
pointing out
• indicating, mentioning, drawing attention to -

Pointing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دانیال
اشاره کردن
دانیال
هدف داشتن
hesam
انجام کار
hesam
انجام دادن کار
محسن
هدف گیری یا نشانه روی(در مخابرات بین ماهواره ای)
Ehsan
اشاره کردن
امیر مهدی صادقچه
اشاره کردن
نشون دادن
👉👆☝️

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pointing
کلمه : pointing
املای فارسی : پینتینگ
اشتباه تایپی : حخهدفهدل
عکس pointing : در گوگل

آیا معنی Pointing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )