برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

Penetration

/ˌpenəˈtreɪʃn̩/ /ˌpenɪˈtreɪʃn̩/

معنی: فراست، زیرکی، کاوش، نفوذ، سرایت، نفوذ کاوش، حلول، کیاست
معانی دیگر: رسوخ، رخنه کردن، تراسهش، خلش، (ارتش) نفوذی، رخنه سازی، رسوخی، ذکاوت، تیز بینی، باهوشی

بررسی کلمه Penetration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act, process, or power of penetrating.

(2) تعریف: the act or process of piercing the defenses or discovering the secrets of an opponent, or the degree of success in so doing.

(3) تعریف: mental sharpness or perceptiveness.
مشابه: perspicacity

واژه Penetration در جمله های نمونه

1. penetration tactics
تاکتیک‌های رخنه‌سازی

2. a penetration fighter
تکاور نفوذی

3. a penetration mission
ماموریت رسوخی

4. their penetration of our interior markets
نفوذ آنها به بازارهای داخلی ما

5. they want to stop the constant penetration of their country by illegal immigrants
آنان می‌خواهند رسوخ دایم مهاجران غیر قانونی به کشورشان را متوقف کنند.

6. she analyzes the causes of this crisis with unusual penetration
او علل این بحران را با تیزبینی فوق العاده مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.

7. Cover the entire device to prevent water penetration.
[ترجمه ترگمان]کل دستگاه را بپوشانید تا از نفوذ آب جلوگیری شود
[ترجمه گوگل]برای جلوگیری از نفوذ آب، کل دستگاه را پوشش دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Our aim is to achieve greater market penetration.
[ترجمه ترگمان]هدف ما رسیدن به نفوذ بیشتر در بازار است
[ترجمه گوگل]هدف ما دستیابی به نفوذ بیشتر بازار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Penetration

فراست (اسم)
intelligence , acumen , physiognomy , sagacity , intuition , insight , flair , penetration , perspicacity
زیرکی (اسم)
intelligence , agility , sagacity , acuteness , brilliance , cunning , subtlety , astuteness , penetration , perspicuity , cogency , insinuation , perspicacity
کاوش (اسم)
analysis , search , probing , probe , excavation , research , rummage , penetration , dig , ferret
نفوذ (اسم)
influx , prevalence , force , influence , authority , leading , penetration , infiltration , permeation , dominance , importance , transpiration , transudation , insinuation , seepage , prestige
سرایت (اسم)
transmission , penetration , permeation , contagion , infection , contagious influence
نفوذ کاوش (اسم)
penetration
حلول (اسم)
penetration , transduction , transpiration , reincarnation
کیاست (اسم)
penetration , perspicacity

معنی Penetration در دیکشنری تخصصی

penetration
[شیمی] نفوذ، رسوخ ، رخنه کردن ، تراسهش ، خلش
[عمران و معماری] نفوذ - فرورفت - دخول - فروروندگی
[کامپیوتر] نفوذ
[برق و الکترونیک] نفوذ
[مهندسی گاز] نفوذ
[زمین شناسی] نفوذ
[نساجی] نفوذ - فرو رفتگی - نفوذ پذیری - رسوخ
[ریاضیات] عمق جوش، تأثیر، نفوذ
[نفت] نفوذ
[پلیمر] فرورفتگی
[نساجی] ماده نفوذ دهنده
[عمران و معماری] عمق رسوخ
[برق و الکترونیک] عمق نفوذ عمق نامی زیر سطح رسانا که جریان در آن به هنگام گرمایش القایی ،تحت اثر پوستی ،متمرکز می شود . هرچه بسامد بالاتر باشد ، عمق نفوذ کمتر می شود .
[عمران و معماری] ضریب نفوذ
[نساجی] ضریب نفوذ
[زمین شناسی] قیف نفوذ یک دهانه تصادمی که عموماً قیفی شکل و محصول برخورد شهابسنگی کوچک و کم سرعت با سطح زمین بوده و معمولاً تمامی جرم قطعه شهابسنگ متلاشی شده را در خود دارد.
[عمران و معماری] جوش نفوذی لب به لب
[عمران و معماری] نشانه نفوذ
[عمران و معماری] ماکادام نفوذی
[عمران و معماری] روش نفوذی
[نساجی] قدرت نفوذ
...

معنی کلمه Penetration به انگلیسی

penetration
• passing into, piercing, permeation; understanding; comprehension

Penetration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zi-zi
دخول
SuperSU
احساس جنسی

برانگیخته گی
tinabailari
نفوذ ⏬⏬⏬
sunscreens can help reduce the penetration of ultraviolet rays into the skin
کرم های ضد آفتاب میتوانند در کاهش نفوذ اشعه های فرابنفش به داخل پوست کمک کنند
Aydin Jz
عمل دخول (سکس)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی penetration

کلمه : penetration
املای فارسی : پنترتین
اشتباه تایپی : حثدثفقشفهخد
عکس penetration : در گوگل

آیا معنی Penetration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )