برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

Payer

/ˈpeɪər/ /ˈpeɪə/

معنی: پرداخت کننده
معانی دیگر: پرداخت کننده (ی پول)، (وجه) دهنده

واژه Payer در جمله های نمونه

1. I have always been a good payer and have never gone into debt.
[ترجمه ترگمان]من همیشه یک payer خوب بوده‌ام و تا به حال قرض نکرده‌ام
[ترجمه گوگل]من همیشه پولدار خوب بوده ام و هرگز به بدهی نرسیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the case of a disputed payment, the payer would have to show bank account records.
[ترجمه ترگمان]در مورد پرداخت مورد مناقشه، پرداخت‌کننده باید سوابق حساب بانکی را نشان دهد
[ترجمه گوگل]در صورت پرداخت جرم، پرداخت کننده باید سوابق حساب بانکی را نشان دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A POLL-TAX payer has received an apology from Middlesbrough Council after an unexpected visit by the bailiffs.
[ترجمه ترگمان]رئیس گروه \"نظرسنجی\" پس از دیدار غیر منتظره‌ای از سوی دادگاه میدلزبورو از طرف شورای میدلزبورو از طرف شورای میدلزبورو عذر خواهی کرد
[ترجمه گوگل]یک بازپرداخت پلیس مالیات پس از یک سفر غیرمنتظره توسط دادگستری، از پیمان میدلزبورو عذرخواهی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was no longer a consumer, a rate payer, a tenant, a card holder, a motorist.
...

مترادف Payer

پرداخت کننده (اسم)
payer , remitter

معنی عبارات مرتبط با Payer به فارسی

معنی Payer در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] پرداخت کننده

معنی کلمه Payer به انگلیسی

payer
• one who pays; disburser, cashier

Payer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حسین
خراجگزار در متون اسلامی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی payer

کلمه : payer
املای فارسی : پایر
اشتباه تایپی : حشغثق
عکس payer : در گوگل

آیا معنی Payer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )