برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

Partner

/ˈpɑːrtnər/ /ˈpɑːtnə/

معنی: هم دست، شریک، پا، یار، سهیم، همسر، انباز، شریک شدن یا کردن
معانی دیگر: همباز، هامال، شریک کردن یا بودن، انباز کردن یا شدن، زن، شوهر، شریک زندگی، (رقص) پارتنر، هم رقص، جفت، (مسابقه) همبازی، متحد، (کشتیرانی - چارچوبی که پایه ی دکل را استوار نگه می دارد) دکل دار، چارچوب دکل

بررسی کلمه Partner

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person associated with another in a common activity; associate.
مترادف: ally, associate, companion
مشابه: accomplice, buddy, cohort, colleague, comrade, confederate, confrere, escort, fellow, friend, helper, mate, participant, party, sidekick

- We were partners working on a major project for the company last year.
[ترجمه اعظم] ما شرکا در سال گذشته‌،در شرکتمان، روی یک پروژه بزرگ، کار می کردیم
|
[ترجمه ترگمان] ما شرکای خود در یک پروژه بزرگ برای شرکت در سال گذشته بودیم
[ترجمه گوگل] ما شرکا در سال گذشته یک پروژه بزرگ برای این شرکت داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She dreaded having him as her lab partner.
[ترجمه ترگمان] می‌ترسید که او را به عنوان شریک lab ببیند
[ترجمه گوگل] او از اینکه او را به عنوان همکار آزمایشی خود دچار می کند، هراس دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in law, one who ...

واژه Partner در جمله های نمونه

1. a partner is often responsible for the actions of his copartners
معمولا یک شریک،مسئول اعمال شرکای خویش است.

2. a senior partner and two junior partners
یک شریک ارشد و دو شریک کم‌سابقه‌تر

3. he has a practical partner who arranges for everything
او شریک مبتکری دارد که ترتیب همه چیز را می‌دهد.

4. I have got to meet my partner every Friday.
[ترجمه ترگمان]من باید هر جمعه با هم‌کار خود ملاقات کنم
[ترجمه گوگل]من باید هر روز جمعه با شریک زندگی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Discuss your worries with your partner.
[ترجمه ترگمان]نگرانی‌های خود را با شریک خود توضیح دهید
[ترجمه گوگل]نگرانی خود را با شریک زندگی خود بحث کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was the dominant partner in the relationship.
[ترجمه ترگمان]او شریک غالب در این رابطه بود
[ترجمه گوگل]او شریک غالب در رابطه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Partner

هم دست (اسم)
accessary , accessory , accomplice , collaborator , complice , adjoint , aid , partner , associate , helper , pal , cooperator
شریک (اسم)
accessory , partner , associate , participant , sharer , joint , consort , copartner , comrade , pal , colleague , coparcener , half , yokefellow
پا (اسم)
support , strength , partner , accident , chance , happening , foot , leg , paw , bottom , ground , end , account , part , power , peg , foundation , ped , pod , playmate
یار (اسم)
adjoint , partner , fellow , bloke , adjunct , sweetheart , friend , helper , alter ego , adjutant , gill , bosom friend , paramour , pal , buddy , billy , chummy , close friend , helpmate , turtledove , yokefellow , pard , playmate , succourer
سهیم (اسم)
partner , participant , sharer , allottee , shareholder
همسر (اسم)
partner , associate , match , consort , mate , spouse , helpmate
انباز (اسم)
partner , participant , coparcener
شریک شدن یا کردن (فعل)
partner

معنی عبارات مرتبط با Partner به فارسی

شریک غیر فعال (که در سرمایه گذاری شرکت دارد ولی نه در مدیریت)، شریکی که تهیه سرمایه با اوست، شریک سرمایه رسان
(انگلیس) رجوع شود به: silent partner، شریکی که تهیه سرمایه بااوست
کسی که مشت زن با او تمرین مشت زنی می کند، حریف مشت بازی هنگام تمرین مشت بازی

معنی Partner در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] شریک
[صنعت] شریک ، انباز، همتا
[حقوق] شریک، همدست
[صنعت] کسی که از او الگوگیری می شود.
[حقوق] شریک غیر فعال
[حقوق] شریک جزء
[حقوق] شرکت با مسئولیت محدود
[حقوق] شریک صوری، شریک اسمی
[حقوق] شریک سری، شریک مخفی
[حقوق] شریک ارشد

معنی کلمه Partner به انگلیسی

partner
• associate, colleague; spouse
• work as an associate, join as a colleague
• your partner is the person you are married to or are having a sexual relationship with.
• your partner is the person you are doing something with, for example if you are dancing together, or if you are playing a game against another pair of people.
• the partner of a country or organization is another country or organization with which they have an alliance or agreement.
• the partners in a business are the people who share the ownership of it.
• if you partner someone, you are their partner in a game or in a social occasion.
business partner
• one who shares a company with, one who is an equal owner of a company
full negotiating partner
• business partner who has the right to negotiate
full partner
• partner with equal rights and privileges
general partner
• partner whose responsibility for current debts is not predetermined
junior partner
• partner who holds a lower position than some other partners, partner who has been recently appointed
life partner
• person committed to another for life
limited partner
• passive partner who has limited responsibility for the partnership's debts
secret partner
• partner whose partnership and involvement in a business are kept secret
senior partner
• partner who holds preferred rights in the company or business, voting partner of a company or business
silent partner
• passive partner, one who is a partner in a busin ...

Partner را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علي
شريك
بیتا
شریک یا همیار در کلاس دانشگاه یا مدرسه ( partner برای جنس مخالف استفاده می شود)
علی
همکلاسی
#
همکار
ebi
همکار ، همیار ، همراه
یسنا
شریک. دوست . همدم . یار. کمک یار
Bahareh
شریک همیار
عليرضا كريمي وند
همسر داشتن
فاطمه
شریک،همدست
سمیرا
شریک. یار و دوست
یسنا
شریک همدل
sadra
شریک، دوست،هم کلاسی، کسی که کمک حالت باشه
...
شریک
هستی
دوست _ همیار _ یار
المیرا
جفت
فریحا👑
شریک یا همکار
افسوس
شریک جنسی
ابوالفضل رضایی
Life partner
شریک زندگی
hasan
كسي كه با جنس مخالف مهموني ميرود
tinabailari
شریک ، [ ورزش و غیره ] هم بازی ، یار
John is my tennis partner 🎖🎖
جان هم بازی تنیس من هستش
هنر 95 ، زبان 95 ، انسانی 94
الهام قدوسی
هم تیمی
گابروژ
شریک جنسی
هم جنس مخالف و هم موافق
محمد شهبازی قلی بگلو
رفیق- همکار - در ترکی یولداش
الهام حمیدی
هم صحبت
حامد ر ک
partner
شریک زندگی (چه با ازدواج چه بدون ازدواج)- کسی که با آن زندگی میکنید و با آن سکس دارید (با ازدواج یا بدون ازدواج)

marriage partner
شریک زندگی که با او ازدواج کرده اید
Farhood
baby daddy
𝐣𝐞𝐨𝐧 𝐦𝐢𝐚
شریک، همیار در دانشگاه یا مدرسه ( partner برای جنس مخالف استفاده می شود)

یا همسرتان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی partner

کلمه : partner
املای فارسی : پارتنر
اشتباه تایپی : حشقفدثق
عکس partner : در گوگل

آیا معنی Partner مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )