oxygenate

/ˈɑːksədʒəˌnet//ˈɒksɪdʒəneɪt/

معنی: اکسیژن زدن، اکسیژن امیختن
معانی دیگر: با اکسیژن آمیختن، در معرض اکسیژن قرار دادن، اکسیژنی کردن، اکسیژن دار کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: oxygenates, oxygenating, oxygenated
مشتقات: oxygenation (n.), oxygenator (n.)
• : تعریف: to combine, supply, or treat with oxygen.
مشابه: activate

جمله های نمونه

1. Fish tanks often have a pump which oxygenates the water.
[ترجمه ترگمان]مخازن ماهی اغلب دارای پمپ آب هستند که آب را جذب می کند
[ترجمه گوگل]مخازن ماهی اغلب دارای یک پمپ هستند که اکسیژن را آب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Previous attempts at filtering and oxygenating aquarium water had failed.
[ترجمه ترگمان]تلاش های قبلی در فیلتر کردن آب آکواریوم با شکست مواجه شده بود
[ترجمه گوگل]تلاش های قبلی برای فیلتر کردن و اکسیژن آکواریوم آب شکست خورده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In such arteriovenous malformations, much of the oxygenated arterial blood is shunted directly into the veins without ever traversing the capillaries.
[ترجمه ترگمان]در چنین ناهنجاری های arteriovenous، بیشتر خون شریانی اکسیژن دار به طور مستقیم به رگ ها و بدون عبور از مویرگ ها صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]در چنین ناهنجاریهای شریانی، بسیاری از خون شریانی اکسیدانده به طور مستقیم در رگها بدون حرکت مویرگها حرکت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. An excellent oxygenating plant, but apt to get out of control in large or natural ponds.
[ترجمه ترگمان]یک گیاه oxygenating عالی اما مستعد از دست دادن کنترل در حوضچه های بزرگ یا طبیعی است
[ترجمه گوگل]یک گیاه عالی اکسیژنی، اما مناسب برای خارج شدن از کنترل در حوضچه های بزرگ یا طبیعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Submerged oxygenating plants sometimes encroach beyond reasonable bounds and these too should be dealt with regularly.
[ترجمه ترگمان]گاهی اوقات این گیاهان به فراتر از حد معقول تجاوز می کنند و این موارد نیز باید به طور منظم مورد بررسی قرار گیرند
[ترجمه گوگل]گیاهان اکسیژننده غوطهور گاهی اوقات از مرزهای معقول غرق می شوند و این نیز باید با آنها مرتفع شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. These are also found in poorly oxygenated ponds, where they can survive by breathing air.
[ترجمه ترگمان]اینها همچنین در ponds با اکسیژن کم، جایی که آن ها می توانند با تنفس هوای تنفس زنده بمانند، یافت می شوند
[ترجمه گوگل]این نیز در مخازن ضعیف اکسیژن یافت می شود، جایی که آنها می توانند با تنفس هوا زنده بمانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A steady flow of oxygenated water can be maintained by an air stream in the uplift attached to a filter plate.
[ترجمه ترگمان]جریان ثابت آب اکسیژن دار را می توان با یک جریان هوا در بربلندی متصل به یک بشقاب فیلتر حفظ کرد
[ترجمه گوگل]یک جریان ثابت آب اکسیژنی می تواند توسط یک جریان هوا در بالا بردن اتصال به یک صفحه فیلتر حفظ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. When a carcass is trapped underground, oxygenating bacteria can not dissolve away the bones.
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک لاشه به دام می افتد، باکتری oxygenating نمی تواند استخوان را حل کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که لاشه زیر زمینی به دام افتاده است، باکتری های اکسیژن دهنده نمی توانند استخوان ها را از بین ببرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. After boil-off the hopped wort is cooled and oxygenated enroute to fermenting vessel where the magic ingredient, yeast, is added.
[ترجمه ترگمان]بعد از جوشیدن آب، wort سرد و خون اکسیژن دار به درون ظرفی که در آن جز تشکیل دهنده جادویی، مخمر به کار می رود، خنک و سرد می شود
[ترجمه گوگل]پس از جوشاندن، ذرت پر از آب سرد و اکسیژن زدایی می شود تا تخم مرغ را که حاوی مواد مغذی، مخمر است اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It is summed the microorganisms that can oxygenate hydrogen sulfide in the nature.
[ترجمه ترگمان]این روش microorganisms را خلاصه می کند که می توانند سولفید هیدروژن را در طبیعت خنثی کنند
[ترجمه گوگل]این میکروارگانیسم هایی است که می توانند در طبیعت از سدیم هیدروژن اکسید شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. After the samples were digested by strong oxygenate acid and reduce to atomic mercury with KBH_ determination of mercury in foods with atomic fluorescence spectrophotometry(AFS).
[ترجمه ترگمان]بعد از این که نمونه ها توسط اسید oxygenate قوی هضم شد و با تعیین KBH جیوه در مواد غذایی با spectrophotometry fluorescence اتمی (AFS)به جیوه اتمی کاهش یافت
[ترجمه گوگل]پس از نمونه برداری با اکسیژن اسید قوی و به جیوه اتمی با KBH_ تعیین جیوه در غذاهای با اسپکتروفتومتری فلورسانس اتمی (AFS) هضم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Oxygenate your body and calm your nervous system with full belly breathing.
[ترجمه ترگمان]بدن خود را صاف کنید و سیستم عصبی خود را با تنفسی کامل آرام کنید
[ترجمه گوگل]اکسیژن بدن خود را بدن و سیستم عصبی خود را آرام با تنفس کامل شکم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Methyl tert-butyl ether(MTBE)is widely used as reformulated gasoline oxygenate. It is so much used that the amount of MTBE discharged into the environment is increasing continuously.
[ترجمه ترگمان]Methyl tert - بوتیل اتر (MTBE)به طور گسترده به عنوان oxygenate بنزین مورد استفاده قرار می گیرد این مقدار مورد استفاده قرار می گیرد که مقدار of که در محیط تخلیه می شوند به طور مداوم در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]متیل تربت بوتیل اتر (MTBE) به طور گسترده ای به عنوان فرآورده اکسیدان بنزین اصلاح شده استفاده می شود استفاده از MTBE بسیار زیاد است که به طور مداوم افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Objective To investigate the antishock effect of oxygenate solution and its possible mechanism.
[ترجمه ترگمان]هدف بررسی اثر antishock محلول oxygenate و مکانیزم ممکن آن
[ترجمه گوگل]هدف بررسی اثر ضد درد محلول اکسیژن محلول و مکانیزم احتمالی آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اکسیژن زدن (فعل)
oxygenate

اکسیژن امیختن (فعل)
oxygenate

به انگلیسی

• combine or infuse with oxygen (often about fuel in order to make it burn more efficiently)
to oxygenate something means to mix or dissolve oxygen into it.

پیشنهاد کاربران

اُکسیژِنیدَن.
اکسید کردن - اکسید دادن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما