oxide

/ˈɑːkˌsaɪd//ˈɒksaɪd/

معنی: اکسید
معانی دیگر: (شیمی) اکسید
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: oxidic (adj.)
• : تعریف: a compound that includes oxygen.

جمله های نمونه

1. copper oxide
اکسید مس،لاسرخ

2. Oxide is usually seen in our daily life.
[ترجمه ترگمان]اکسید معمولا در زندگی روزمره ما دیده می شود
[ترجمه گوگل]اکسید معمولا در زندگی روزمره ما دیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sulphur dioxide and nitrogen oxide combine to form acid rain.
[ترجمه ترگمان]گوگرد دی اکسید و اکسید نیتروژن ترکیب می شوند تا باران اسیدی را شکل دهند
[ترجمه گوگل]دی اکسید گوگرد و اکسید نیتروژن برای تشکیل باران اسیدی ترکیب می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Britain has agreed to cut emissions of nitrogen oxide from power stations.
[ترجمه ترگمان]بریتانیا موافقت کرده است که انتشار گازهای نیتروژن از ایستگاه های برق را کاهش دهد
[ترجمه گوگل]بریتانیا موافقت کرد که انتشار اکسید نیتروژن از نیروگاه ها را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Nitrous oxide is commonly known as laughing gas.
[ترجمه ترگمان]اکسید نیترو معمولا به عنوان گاز خندیدن شناخته می شود
[ترجمه گوگل]اکسید نیتروژن معمولا به عنوان گاز خنده شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Unlike conventional glass, it contains no silicon oxide.
[ترجمه ترگمان]برخلاف شیشه معمولی، هیچ اکسید سیلیکن وجود ندارد
[ترجمه گوگل]بر خلاف شیشه معمولی، حاوی هیچ اکسید سیلیکونی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Cassette tapes have a magnetic oxide coating.
[ترجمه ترگمان]نوار کاست دارای روکش اکسید مغناطیسی است
[ترجمه گوگل]نوار کاست دارای یک پوشش اکسید مغناطیسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Iron oxide pigments sold well for paints, but continued to suffer low demand for building materials.
[ترجمه ترگمان]رنگدانه های اکسید آهن به خوبی برای رنگ فروخته می شدند، اما به کاهش تقاضای پایین برای مصالح ساختمانی ادامه دادند
[ترجمه گوگل]رنگدانه اکسید آهن برای رنگهای به خوبی به فروش می رسد، اما همچنان به تقاضای کم برای مصالح ساختمانی رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Nitrous oxide is also responsible for about six percent of the greenhouse effect.
[ترجمه ترگمان]اکسید نیترو نیز مسئول حدود شش درصد از اثرات گلخانه ای است
[ترجمه گوگل]اکسید نیتروژن نیز مسئول حدود 6 درصد از اثر گلخانه ای است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Both countries would also limit nitrogen oxide emissions through stricter controls on motor vehicles.
[ترجمه ترگمان]هم چنین هر دو کشور گازهای اکسید نیتروژن را از طریق کنترل های شدیدتر بر روی وسایل نقلیه موتوری محدود می کنند
[ترجمه گوگل]هر دو کشور نیز از طریق کنترل قاطع بر روی وسایل نقلیه موتور، میزان انتشار اکسید نیتروژن را محدود می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Other reactive trace gases such as nitrous oxide and methyl iodide also remain at elevated and aberrant levels.
[ترجمه ترگمان]گازهای ردیابی واکنشی دیگر مثل اکسید نیتروژن و متیل یدید نیز در سطوح بالا و پایین تری باقی می مانند
[ترجمه گوگل]دیگر گازهای راکتیو مانند اکسید نیتروژن و یدید متیل نیز در سطوح بالاتری و غیرمترقبه باقی می مانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. However, the oxide mineral content of the rocks is generally low, at 5-10 percent.
[ترجمه ترگمان]با این حال، مقدار معدنی اکسید کننده سنگ ها به طور کلی پایین است، در حالی که ۵ تا ۱۰ درصد
[ترجمه گوگل]با این حال، مقدار مواد معدنی اکسید سنگ ها به طور کلی کم است، در 5-10 درصد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Thus, at 1000 K magnesium will reduce aluminium oxide, whereas at 2000 K aluminium reduces magnesium oxide.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، در ۱۰۰۰ کیلو منیزیم اکسید آلومینیوم را کاهش می دهد، در حالی که در سال ۲۰۰۰، آلومینیوم اکسید منیزیم را کاهش می دهد
[ترجمه گوگل]بنابراین، در 1000 کیلوگرم منیزیم اکسید آلومینیوم را کاهش می دهد، در حالی که در 2000 کیلووات آلومینیوم اکسید منیزیم را کاهش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ferrite, the low-cost non-cobalt material made of ferric oxide and barium or strontium carbonate, was launched in the 1950s.
[ترجمه ترگمان]از این رو، مواد non کم هزینه برای فریک اکسید و barium کربنات، در دهه ۱۹۵۰ راه اندازی شد
[ترجمه گوگل]فریت، مواد ارزان قیمت غیر کبالت ساخته شده از اکسید آهن و باریم یا کربنات استرانسیم، در دهه 1950 راه اندازی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Traditionally, iron oxide is converted to the metal in a blast furnace.
[ترجمه ترگمان]به طور سنتی، اکسید آهن به فلز در یک کوره انفجاری تبدیل می شود
[ترجمه گوگل]به طور سنتی، اکسید آهن به یک کوره انفجاری تبدیل به فلز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اکسید (اسم)
oxide

تخصصی

[شیمی] اکسید
[عمران و معماری] اکسیدن

به انگلیسی

• compound of oxygen
an oxide is a compound of oxygen and another chemical element.

معنی یا پیشنهاد شما