oxidation

/ˌɑːksəˈdeɪʃn̩//ˌɒksɪdˈeɪʃn̩/

معنی: عمل ترکیب اکسیژن با جسم دیگری
معانی دیگر: (در اصل) ترکیب ماده با اکسیژن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the chemical process in which oxygen is combined with another element or compound to form a different compound.
مشابه: tarnish

(2) تعریف: the result of this process, esp. in the case of the metal iron; rust.

جمله های نمونه

1. Thiol oxidation, lipid peroxidation, and activation of hepatic macrophages also occur.
[ترجمه ترگمان]اکسیداسیون thiol، peroxidation چربی و فعال سازی of کبدی نیز رخ می دهد
[ترجمه گوگل]اکسیداسیون تیوول، پراکسیداسیون لیپید و فعال سازی ماکروفاژهای کبدی نیز رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Oxidation of hops causes a loss and alteration of flavours.
[ترجمه ترگمان]اکسیداسیون رازک ها باعث از دست رفتن و تغییر طعم ها می شود
[ترجمه گوگل]اکسیداسیون هویج باعث از بین رفتن و تغییر طعم ها می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Oxoanions are given the numerical value of the oxidation number of the element which combines with oxygen in the ion.
[ترجمه ترگمان]Oxoanions به مقدار عددی تعداد اکسیداسیون عنصر که با اکسیژن در یون ترکیب می شود، داده می شوند
[ترجمه گوگل]Oxoanions ارزش عددی از تعداد اکسیداسیون عنصر است که با اکسیژن در یون ترکیب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Valencies sometimes have the same numerical values as oxidation numbers - but not always.
[ترجمه ترگمان]valencies گاهی دارای مقادیر عددی مشابه اعداد اکسایش هستند - اما نه همیشه
[ترجمه گوگل]Valencies گاهی اوقات مقادیر عددی مانند اکسیداسیون را دارند - اما نه همیشه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Thus a high oxidation state is associated with a high binding energy, as expected.
[ترجمه ترگمان]بنابراین یک حالت اکسیداسیون شدید با انرژی همبستگی بالا همراه است، همانطور که انتظار می رفت
[ترجمه گوگل]بدین ترتیب یک حالت اکسیداسیون بالا با انرژی اتصال بسیار بالا همراه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Oxidation is simply the reaction of oxygen with some other compound.
[ترجمه ترگمان]اکسیداسیون به سادگی واکنش اکسیژن با یک ترکیب دیگر است
[ترجمه گوگل]اکسیداسیون به سادگی واکنش اکسیژن با برخی ترکیبات دیگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Fire is an example of rapid oxidation, while rust is indicative of slow oxidation.
[ترجمه ترگمان]آتش نمونه ای از اکسیداسیون سریع است در حالی که زنگ حاکی از اکسیداسیون آهسته است
[ترجمه گوگل]آتش یک مثال از اکسیداسیون سریع است، در حالی که زنگ نشان دهنده اکسیداسیون آهسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Oxidation acts as a weathering process in two distinct ways.
[ترجمه ترگمان]اکسیداسیون به عنوان یک فرآیند هوازدگی به دو روش متمایز عمل می کند
[ترجمه گوگل]اکسیداسیون به عنوان یک فرآیند فرسایش در دو روش متفاوت عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The flue gas generated in the process of oxidation roasting was absorbed by a lower pyrolusite pulp, and sulfur was recovered.
[ترجمه ترگمان]گاز دودکش که در فرآیند اکسیداسیون تولید شد، توسط خمیر دندان pyrolusite، جذب شد و گوگرد بهبود یافت
[ترجمه گوگل]گاز دودکش تولید شده در فرایند کوره اکسیداسیون توسط یک پالپ پیرولوزیت پایین تر جذب می شود و گوگرد بازسازی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The method of photocatalytic oxidation, which is used for contamination's deep depuration, is a new technology in environmental contamination treatment technology.
[ترجمه ترگمان]روش اکسیداسیون photocatalytic که برای آلودگی عمیق آلودگی به کار می رود، یک تکنولوژی جدید در تکنولوژی درمان آلودگی محیط زیست است
[ترجمه گوگل]روش اکسیداسیون فتوکاتالیتی، که برای پاک کردن عمیق آلودگی استفاده می شود، تکنولوژی جدیدی در تکنولوژی درمان آلودگی محیط زیست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Most silver ores in dispersive state exist in oxidation manganic minerals(6 79%), others exist in sulfide mineral(2 65%), and few or no silver chloride and natural silver.
[ترجمه ترگمان]اکثر ores نقره در حالت پراکنده است در اکسیداسیون manganic (۶ % %)وجود دارند، برخی دیگر در مواد معدنی سولفید (۲ ۶۵ %)، و تعداد کمی یا بدون نقره و نقره طبیعی وجود دارند
[ترجمه گوگل]بیشتر سنگ های نقره ای در حالت پراکنده در مواد معدنی مونوژن اکسیداسیون وجود دارد (79 درصد)، دیگر در مواد معدنی سولفید (65 درصد) و چند رنگ یا کلرید نقره ای وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. To tackle the key problems, the target is oxidation reactor, the hydrogenated purifier, crystallizer and solvent dehydrator.
[ترجمه ترگمان]برای رفع مشکلات کلیدی، هدف رآکتور اکسیداسیون، the hydrogenated، crystallizer و حلال dehydrator است
[ترجمه گوگل]برای مقابله با مشکلات کلیدی، هدف قرار دادن راکتور اکسیداسیون، تصفیه کننده هیدروژنه، کریستالیزر و محلول آب حلال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A catalyst was applied in the oxidation process to remove sulfides from sulfur-containing caustic sludge produced in gasoline and LPG desulfurization operations.
[ترجمه ترگمان]یک کاتالیست در فرآیند اکسیداسیون برای حذف سولفیدهای حاوی لجن از گوگرد که در عملیات های بنزینی و LPG تولید شده اند، اعمال شده است
[ترجمه گوگل]یک کاتالیزور در فرایند اکسیداسیون برای حذف سولفید ها از لجن سدیم حاوی سولفور در بنزین و عملیات desulfurization LPG استفاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The effect of additive CTAB on chemical oxidation rates and the effect of externally added H_2O_2 on selectivity of cathodic electrosynthesis have been investigated.
[ترجمه ترگمان]تاثیر of افزودنی بر روی نرخ های اکسیداسیون شیمیایی و تاثیر خارجی بر روی پذیری electrosynthesis های کاتدی مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]اثر افزودنی CTAB بر میزان اکسیداسیون شیمیایی و اثر افزودن خارجی H_2O_2 بر روی انتخاب الکترو سنتز کاتدیک مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The effects of surface thermal oxidation on the minority carrier lifetime of Czochralski (CZ) silicon wafers are investigated by photoconductive decay (PCD) method.
[ترجمه ترگمان]اثرات اکسیداسیون حرارتی سطح بر روی عمر حامل اقلیت of (cz)با روش واپاشی photoconductive (PCD)مورد بررسی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]اثرات اکسیداسیون حرارتی سطحی بر روی طول عمر حامل سیگنالهای Czochralski (CZ) با استفاده از روش تخریب فوتوکروژنی (PCD) مورد بررسی قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عمل ترکیب اکسیژن با جسم دیگری (اسم)
oxidation

تخصصی

[خودرو] اکسیداسیون
[شیمی] اکسایش
[عمران و معماری] اکسیداسیون - اکسایش - اکسیده شدن
[برق و الکترونیک] اکسیده شدن
[صنایع غذایی] اکسیداسیون : ترکیب اکسیژن با ماده یا جدا شدن هیدروژن از ان را اکسایش گویند
[مهندسی گاز] اکسیداسیون
[زمین شناسی] اکسیداسیون فرآیند از دست دادن الکترون در عناصر شیمیایی.
[نساجی] اکسیداسیون - اکسیژن دار کردن - اکسایش
[پلیمر] اکسایش

به انگلیسی

• oxidizing, uniting with oxygen; being oxidized
oxidation is a process in which a chemical substance changes because of the addition of oxygen, for example when something rusts; a technical term in chemistry.

پیشنهاد کاربران

اکسایش
oxidation ( خوردگی )
واژه مصوب: اُکسایش
تعریف: واکنشی که در آن ترکیبات یا بنیان ها الکترون از دست می دهند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما