overweigh


معنی: گرانبار کردن، سنگین تر بودن از، ظلمکردن
معانی دیگر: رجوع شود به: outweigh
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: overweighs, overweighing, overweighed
(1) تعریف: to burden or oppress.

(2) تعریف: to exceed in importance; outweigh.
مشابه: outweigh

جمله های نمونه

1. We can't fly high because we overweigh ourselves.
[ترجمه ahmad fallah] ما نمی توانیم ارتفاع بگیریم چون خودمان را سنگین کرده ایم.
|
[ترجمه ترگمان]ما نمی تونیم بالا پرواز کنیم چون خودمونو گول زدیم
[ترجمه گوگل]ما نمی توانیم بالا برسیم زیرا ما خودمان را بیش از حد داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I think his idea overweighs mine.
[ترجمه الی] من فکر میکنم ایده اون می ارزه به مال من
|
[ترجمه ترگمان] فکر کنم ایده اون مال منه
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم که ایده او منفی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the aspect of human rights, women overweigh men in the aspects of sex harassment and violent violation including family violence.
[ترجمه ترگمان]در جنبه حقوق بشر، زنان overweigh مرد را در جنبه های آزار جنسی و تخلف خشونت آمیز از جمله خشونت خانوادگی مقایسه می کنند
[ترجمه گوگل]در جنبه حقوق بشر، زنان در جنبه های آزار جنسی و نقض خشونت آمیز، از جمله خشونت خانوادگی، بیش از مردان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In the long run, the disadvantages overweigh the advantages.
[ترجمه ترگمان]در دراز مدت، معایب این مزایا را تضعیف می کند
[ترجمه گوگل]در دراز مدت، معایب بیش از حد مزایا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Which gets us to point two: Two: We overweigh new risks relative to comparable risks we are accustomed to.
[ترجمه ترگمان]که ما را به دو مورد می رساند: دو: ما ریسک های جدیدی نسبت به ریسک های قابل مقایسه که به آن عادت داریم انجام می دهیم
[ترجمه گوگل]کدام ما را به نقطه دو دو می رسانیم ما خطرهای جدیدی را نسبت به خطرات قابل مقایسه که عادت داریم بیش از حد داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. If positive effects overweigh the negative ones, the merger should be ratified and enforceable.
[ترجمه ترگمان]در صورت مثبت بودن اثرات مثبت، ادغام باید اجرا و قابل اجرا باشد
[ترجمه گوگل]اگر اثرات مثبت بیش از حد منفی باشد، ادغام باید تصویب و اجرا شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In conclusion, the merits of traditional schooling far overweigh those of learning from the Internet, though the latter form cannot be neglected neither.
[ترجمه ترگمان]در نتیجه، مزایای تحصیل سنتی بسیار دور از یادگیری از اینترنت هستند، اگر چه شکل اخیر را نمی توان نادیده گرفت
[ترجمه گوگل]در نتیجه، شایستگی های آموزش سنتی به مراتب بیش از یادگیری از اینترنت بیش از حد است، هرچند که نمی توان از آن نیز نادیده گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Two: We overweigh new risks relative to comparable risks we are accustomed to.
[ترجمه ترگمان]دو: ما ریسک های جدیدی نسبت به ریسک های قابل مقایسه که ما به آن عادت داریم انجام می دهیم
[ترجمه گوگل]دو ما بیش از حد خطرات جدید نسبت به خطرات قابل مقایسه که ما عادت داریم بیش از حد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Every advantages has it's disadvantages, in my opinion, the advantages of the coming of 3G era overweigh it's disadvantages if we take some necessary measures.
[ترجمه ترگمان]در نظر من، در صورتی که برخی از تدابیر لازم را اتخاذ کنیم، مزایا و معایب هر یک از این مزایا، معایبی دارد
[ترجمه گوگل]هر مزیت آن مزایای آن است، به نظر من، مزایای به دست آوردن دوره 3g بیش از حد آن معایب، اگر ما برخی از اقدامات لازم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. It is suggested that everyone want to own car, TV and fridge, do you think its disadvantages to society in this development overweigh advantages?
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد می شود که همه می خواهند اتومبیل، تلویزیون و یخچال داشته باشند، آیا شما فکر می کنید که معایب آن برای جامعه در این توسعه سودمند است؟
[ترجمه گوگل]پیشنهاد می شود که هر کس بخواهد ماشین، تلویزیون و یخچال را به خود اختصاص دهد، آیا شما فکر می کنید که معایب آن برای جامعه در این توسعه، مزایای بیش از حد را دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. When you apply to a top university in the United States, your application materials overweigh your exam scores!
[ترجمه ترگمان]زمانی که شما از یک دانشگاه برتر در ایالات متحده درخواست می کنید، مواد کاربردی شما نمره آزمون شما را تعیین می کنند
[ترجمه گوگل]هنگامی که شما به یک دانشگاه عالی در ایالات متحده اعتراض می کنید، مواد درخواستی شما بیش از نمرات امتحانات شما هستند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گرانبار کردن (فعل)
load, impose, freight, overweigh

سنگین تر بودن از (فعل)
overbalance, overweigh, outbalance, outweigh

ظلم کردن (فعل)
overweigh

به انگلیسی

• outweigh, exceed (in importance or influence); burden excessively; exploit

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما