🔸 معادل فارسی ( در بافت پلیسی و پزشکی قانونی ) :
• لباس یکسرهٔمحافظ
• روپوش محافظ صحنه جرم
• لباس کامل یکبارمصرف ( برای جلوگیری از آلودگی صحنه )
🔸 مثال ها:
• "The forensic team put on white oversuits before entering the crime scene. "
... [مشاهده متن کامل]
تیم پزشکی قانونی قبل از ورود به صحنه جرم، روپوش های محافظ سفید پوشیدند.
• "The detective noticed traces of fiber on the killer's oversuit. "
کارآگاه آثار الیافی روی روپوش محافظ قاتل مشاهده کرد.
• "He was probably wearing a white forensic oversuit at the time of death. "
احتمالاً او هنگام مرگ یک روپوش سفید پزشکی قانونی به تن داشته است.
• لباس یکسرهٔمحافظ
• روپوش محافظ صحنه جرم
• لباس کامل یکبارمصرف ( برای جلوگیری از آلودگی صحنه )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
تیم پزشکی قانونی قبل از ورود به صحنه جرم، روپوش های محافظ سفید پوشیدند.
کارآگاه آثار الیافی روی روپوش محافظ قاتل مشاهده کرد.
احتمالاً او هنگام مرگ یک روپوش سفید پزشکی قانونی به تن داشته است.