overalls

/ˈoʊvərɔːlz//ˈəʊvərɔːlz/

شلوار کار، کار جامه، شلوار رکابی، شمد، بالا پوش

بررسی کلمه

اسم جمع ( plural noun )
(1) تعریف: loose-fitting, heavy cotton trousers with a bib and shoulder straps, often worn over clothes for protection from soiling.

(2) تعریف: (chiefly British) a one-piece protective garment with trousers and sleeves, worn by workmen over clothing; coveralls.

جمله های نمونه

1. He changed his overalls for a suit.
[ترجمه ترگمان]لباس خود را برای کت و شلوار عوض کرد
[ترجمه گوگل]او لباس خود را برای کت و شلوار تغییر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I've got my overalls on, so I'm ready to start work.
[ترجمه ترگمان]لباس هایم را پوشیدم، برای همین آماده ام تا کار را شروع کنم
[ترجمه گوگل]من لباس هایم را بر روی زمین می گذارم، بنابراین آماده هستم که کار را شروع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His overalls caught in the engine.
[ترجمه ترگمان]روپوش او در موتور گیر کرد
[ترجمه گوگل]لباس هایش در موتور گرفتار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was wearing a pair of blue overalls.
[ترجمه ترگمان]یک جفت روپوش آبی پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او یک جفت لباس آبی پوشانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It burned clean through the seat of my overalls.
[ترجمه ترگمان]از روی روپوش تنم سیخ شده بود
[ترجمه گوگل]آن را از طریق صندلی لباس های من پاک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. An elderly man dressed in faded overalls took the witness stand.
[ترجمه ترگمان]مرد مسنی که لباس faded را پوشیده بود، جایگاه شهود را گرفت
[ترجمه گوگل]مرد سالخورده در لباسهای پوشیدنی، ایستاده شاهانه را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Despite the heat, he'd swapped his overalls for a suit and tie.
[ترجمه ترگمان]با وجود گرما، لباس خود را با کت و شلوار عوض کرد و کراوات خود را بست
[ترجمه گوگل]با وجود گرما، لباس هایش را برای لباس و کراوات تغییر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The acid burned a hole in her overalls.
[ترجمه ترگمان]اسید سوراخی در روپوش او ایجاد کرده بود
[ترجمه گوگل]اسید یک سوراخ را در لباس هایش سوخته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The carpenter was wearing a pair of blue overalls.
[ترجمه ترگمان]نجار یک جفت روپوش آبی پوشیده بود
[ترجمه گوگل]نجار یک جفت لباس های آبی پوشانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The mechanic was wearing a pair of blue overalls.
[ترجمه ترگمان]مکانیک یک جفت روپوش آبی پوشیده بود
[ترجمه گوگل]مکانیک یک جفت لباس های آبی پوشانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Those terrible overalls would make anyone look slovenly.
[ترجمه ترگمان]ان روپوش وحشتناک ممکن بود کسی را شلخته و شلخته به نظر برسد
[ترجمه گوگل]این لباس های وحشتناک، هر کسی را ناخوشایند می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She put on some overalls and got out a tin of paint.
[ترجمه ترگمان]او مقداری لباس پوشید و یک قوطی رنگ درآورد
[ترجمه گوگل]او بر روی برخی لباسها قرار داده و قلع رنگی را برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Both were dressed in blue overalls.
[ترجمه ترگمان]هر دو لباس آبی پوشیده بودند
[ترجمه گوگل]هر دو لباس لباس آبی پوشانده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He is in overalls today.
[ترجمه ترگمان]امروز تو روپوش کار می کنه
[ترجمه گوگل]او امروز در حال لباس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He wore a canvas duster over his overalls that came down to his ankles.
[ترجمه ترگمان]پارچه برزنتی را روی روپوش او که تا مچ پایش می رسید پوشیده بود
[ترجمه گوگل]او بر روی لباسهایش که بر روی مچ دستش بود، خمیدگی بوم را پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• coverall, smock; one piece garment made of trousers and a piece of cloth that covers the chest and has shoulder straps (originally worn to protect clothes while working)

پیشنهاد کاربران

لباسی که تو بازی ماریو میپوشید!😉😂
لباس سرهمی
سرهمی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما