over the place

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
( مکان فیزیکی ) همه جا، هر طرف، همه جای
( بی نظمی ) رو هم ریخته، آشفته، قاطی پاطی
( عملکرد/رفتار ) بدون تمرکز، پراکنده، الکی الکی
مثال؛
مکان فیزیکی There were dirty clothes all over the place in his dorm room.
...
[مشاهده متن کامل]

لباس های کثیف همه جای اتاق خوابگاهش پخش بود.
بی نظمی Her makeup was all over the place – lipstick on her teeth, mascara smudged.
آرایشش رو هم ریخته بود – رژ لب روی دندان هاش، ریمل پخش شده.
عملکرد بی تمرکز The quarterback's passes were all over the place; he couldn't hit any receiver.
پاس های کوارتربک بدون هدف بود؛ نمی توانست به هیچ گیرنده ای برسه.
افکار آشفته I'm sorry, my mind is all over the place today – I didn't sleep well.
ببخشید، ذهنم امروز حواس پرته – خوب نخوابیدم.
شدت ( تعریق ) It was so hot that I was sweating all over the place.
آنقدر گرم بود که از همه جا عرق می ریختم.

همه جا everywhere