🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Beyond one's understanding و Go to someone's superior:
Beyond one's understanding ( فراتر از درک ) به طور خاص به عدم توانایی در فهم اشاره دارد.
Go to someone's superior ( به سراغ مافوق رفتن ) به طور مستقیم به اقدام سازمانی اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Over one's head اما جامع ترین گزینه است که هم به پیچیدگی ذهنی و هم به اقدام سازمانی اشاره دارد و در هر دو بافت به کار می رود.
تفاوت این عبارت با Beyond one's understanding و Go to someone's superior:
Beyond one's understanding ( فراتر از درک ) به طور خاص به عدم توانایی در فهم اشاره دارد.
Go to someone's superior ( به سراغ مافوق رفتن ) به طور مستقیم به اقدام سازمانی اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Over one's head اما جامع ترین گزینه است که هم به پیچیدگی ذهنی و هم به اقدام سازمانی اشاره دارد و در هر دو بافت به کار می رود.
🔸 معادل فارسی:
• فراتر از درک / پیچیده و غیرقابل فهم
• ( در کاربرد روزمره ) چیزی که برای فرد بسیار سخت یا پیچیده است
• ( در کاربرد سازمانی ) بدون اطلاع یا بدون مشورت با فرد، به سراغ مافوق او رفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
درک و فهم:
The lecture was completely over my head.
سخنرانی کاملاً فراتر از درک من بود.
The math problem was over his head.
مسئله ی ریاضی برای او بسیار پیچیده بود.
سازمانی و اداری:
He went over my head and complained to the manager.
او بدون اطلاع من، به سراغ مدیر رفت و شکایت کرد.
She went over her boss's head to the CEO.
او بدون اطلاع رئیسش، به سراغ مدیرعامل رفت.
فیزیکی:
A plane flew over our heads.
یک هواپیما بالای سر ما پرواز کرد.
• فراتر از درک / پیچیده و غیرقابل فهم
• ( در کاربرد روزمره ) چیزی که برای فرد بسیار سخت یا پیچیده است
• ( در کاربرد سازمانی ) بدون اطلاع یا بدون مشورت با فرد، به سراغ مافوق او رفتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
درک و فهم:
سخنرانی کاملاً فراتر از درک من بود.
مسئله ی ریاضی برای او بسیار پیچیده بود.
سازمانی و اداری:
او بدون اطلاع من، به سراغ مدیر رفت و شکایت کرد.
او بدون اطلاع رئیسش، به سراغ مدیرعامل رفت.
فیزیکی:
یک هواپیما بالای سر ما پرواز کرد.
Persian: "این مفهوم فیزیک کاملاً از درک من خارج است. "
Persian: "او با آن وام تجاری بیش از حد توانش درگیر شد. "
... [مشاهده متن کامل]
Persian: "پهپاد دقیقاً بالای سرمان در حال پرواز بود. "
Persian: "توضیحات فنی او برای همه غیرقابل درک بود. "
Persian: "من با این پروژه جدید کاملاً غرق در مشکلات شده ام. "
Persian: "آنها اصلاً متوجه شوخی نشدند. "
Persian: "ابرهای تیره بالای سرمان جمع شدند. "
Persian: "او تا گردن در بدهی های قمار فرو رفته است. "
Persian: "این مسئولیت اکنون از عهده من خارج است. "
Persian: "هلیکوپتر دقیقه ها بالای سرمان دور زد. "
مثل خر تو گل گیر کردن
1 - سخت بودن درک چیزی ( بخصوص در درس های سخت )
به مثال زیر توجه کنید :
My chemistry class is totally over my head
2 - قبول کردن مسئولیتی که پیشتر از توان ما باشه ( لقمه بزرگ تر از دهن خودت برداشتن )
... [مشاهده متن کامل]
به مثال زیر توجه کنید :
My aunt is in over her head with this dinner party
Soheil is in over his head with this
به مثال زیر توجه کنید :
2 - قبول کردن مسئولیتی که پیشتر از توان ما باشه ( لقمه بزرگ تر از دهن خودت برداشتن )
... [مشاهده متن کامل]
به مثال زیر توجه کنید :
فراتر از فهم کسی
پارا بیشتر از گلیم خود دراز کردن، ورود به کاری با وجود نداشتن مهارت در آن
سخت بودن فهمیدن چیزی برای کسی