معنی: بیرون ریزش، بیرون ریز
معانی دیگر: برون ریز، برون ریزش، فوران، خروج

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an act or instance of pouring, or that which pours or is poured out; outflow or outburst.
مترادف: effluence, effusion, flow, outflow
متضاد: inrush
مشابه: current, flood, gush, issue, outburst, outgo, overflow, spring, surge, tide, torrent

- an outpouring of affection
[ترجمه گوگل] ریزش محبت
[ترجمه ترگمان] ابراز محبت و علاقه شدید،
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. an outpouring of sympathy for the old widow
سیل همدردی با بیوه زن پیر

2. the outpouring of lava buried the village
فوران گدازه های آتشفشانی دهکده را مدفون کرد.

3. a steady outpouring of research work
فوران مداوم آثار پژوهشی

4. My childhood and adolescence were a joyous outpouring of energy, a ceaseless quest for expression, skill, and experience. School was only a background to the supreme delight of lessons in music, dance, and dramatics, and the thrill of sojourns in the country, theaters, concerts.
[ترجمه گوگل]دوران کودکی و نوجوانی من سرازیر شدن شادی انرژی، جستجوی بی وقفه برای بیان، مهارت و تجربه بود مدرسه تنها پس‌زمینه‌ای برای لذت عالی از درس‌های موسیقی، رقص، و نمایشنامه، و هیجان اقامت در کشور، تئاترها، کنسرت‌ها بود
[ترجمه ترگمان]دوران کودکی و نوجوانی من سرشار از شور و نشاط و شور و اشتیاق و تلاش مداوم برای بیان، مهارت و تجربه بود مدرسه تنها یک پس زمینه برای لذت عالی درس های موسیقی، رقص، and، و هیجان of در کشور، تئاترها، کنسرت ها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The news of his death produced an instant outpouring of grief.
[ترجمه گوگل]خبر مرگ او موجی از غم و اندوه را در پی داشت
[ترجمه ترگمان]خبر مرگ او در آن لحظه پر از اندوه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Last year saw an outpouring of cookery books.
[ترجمه گوگل]سال گذشته شاهد هجوم کتاب های آشپزی بودیم
[ترجمه ترگمان]سال گذشته کتاب های آشپزی به نمایش درآمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. All this public outpouring is so undignified.
[ترجمه گوگل]این همه طغیان عمومی بسیار ناپسند است
[ترجمه ترگمان]همه این سخنرانی عمومی پست و پست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Her death provoked an outpouring of sadness and sympathy.
[ترجمه گوگل]مرگ او موجی از غم و اندوه و همدردی را برانگیخت
[ترجمه ترگمان]مرگ او سرشار از اندوه و همدردی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. This tremendous outpouring can still be found upon the continents on both sides of the break.
[ترجمه گوگل]این ریزش عظیم را هنوز هم می توان در قاره های هر دو طرف شکاف یافت
[ترجمه ترگمان]این outpouring عظیم را می توان در قاره های جهان از هر دو طرف شکست یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. To pay for this outpouring, a great drive was mounted for additional income -by Farquhar and Steel-Maitland.
[ترجمه گوگل]برای پرداخت این هجوم، انگیزه بزرگی برای درآمد اضافی توسط Farquhar و Steel-Maitland ایجاد شد
[ترجمه ترگمان]برای پرداخت این سخنرانی، یک حرکت عظیم برای صرف درآمد بیشتر - از طریق Farquhar و Steel - می تنظیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There was an enormous outpouring of "protest literature" in the 60s and 70s.
[ترجمه گوگل]در دهه 60 و 70 موج عظیمی از «ادبیات اعتراضی» رخ داد
[ترجمه ترگمان]\"ادبیات اعتراض\" در دهه های ۶۰ و ۷۰ اتفاق افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It also spurred an outpouring of spurious books and sensational films.
[ترجمه گوگل]همچنین باعث هجوم کتاب‌های جعلی و فیلم‌های هیجان‌انگیز شد
[ترجمه ترگمان]این امر همچنین باعث شد که کتاب های جعلی و فیلم های مهیج به نمایش درآمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. And ever, after such an outpouring, oh, a relief have I witnessed in those sinful brethren!
[ترجمه گوگل]و همیشه، پس از چنین طغیان، آه، آرامشی در آن برادران گناهکار دیده ام!
[ترجمه ترگمان]از آن گذشته، پس از این سخنان عاشقانه، آه، چه آسودگی خاطری را در آن برادران گناهکار دیده بودم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Politicians added their voice to the outpouring.
[ترجمه گوگل]سیاستمداران صدای خود را به این طوفان اضافه کردند
[ترجمه ترگمان]سیاستمداران صدای خود را به ابراز احساسات خود افزودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. HAL's outpouring of feeling contrasts with the emotionlessness that characterizes the human figures in the film, who go about their business with an almost robotic efficiency.
[ترجمه گوگل]هجوم احساسات HAL در تضاد با بی احساسی است که شخصیت های انسانی در فیلم را مشخص می کند، افرادی که کار خود را با کارایی تقریباً روباتیک انجام می دهند
[ترجمه ترگمان]ابراز احساسات متناقض با the که شخصیت های انسانی فیلم را مشخص می کند، که به حرفه خود با استفاده از بازدهی robotic می پردازند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بیرون ریزش (اسم)
outpour, outpouring

بیرون ریز (صفت)

انگلیسی به انگلیسی

• overflow (as of emotions)
an outpouring of something is a large amount of it that is produced very rapidly.
outpourings are strong feelings that are expressed in an uncontrolled way.

پیشنهاد کاربران

بی حد و حصر
هجوم، طغیان
غلیان. فوران.
بروز ظاهری
بروز بیرونی
نمایش بیرونی
جلوه بیرونی
جلوه و خروجی ظاهری